بريزند . . . . »
ابو حمزه از شنيدن اين سخنان سخت نگران و حيرتزده شد ، آنگاه نام آن بچه را پرسيد و عرض كرد :
« فدايت شوم : نام اين پسر بچه چيست ؟ » امام عليه السلام فرمود : « زيد ، است . » « 1 »
آرى تمام آنچه را كه امام فرموده بود به وقوع پيوست و چند سالى نگذشت كه زيد شهيد كه از برجستهترين پيشوايان آزادهء نهضتها بود ، در برابر طاغوت اموى به منظور برپا داشتن عدالت اسلامى و احقاق حقوق انسانى به پا خاست ، و نيروهاى ستمگر در برابر او تجهيز شدند و او را به شهادت رساندند ، گروهى از يارانش توانستند بدن او را از معركه بيرون برند و سرانجام دفن كنند اما حكومت اموى آن بدن مقدس را از قبر بيرون آورده و در كناسهء كوفه به دار آويخت تا چهار سال روى چوبهء دار بود در حالى كه راه آزادى و شرف و كرامت انسانى را به مردم نشان مىداد و پس از چهار سال آن پيكر مقدس را از بالاى دار به زير آوردند و در آتش سوزاندند و بخشى از خاكستر آن را به آب فرات ريختند تا به عقيدهء امويان مردم آن را بنوشند .
براستى تمام آنچه را كه امام عليه السلام دربارهء فرزند بزرگوارش خبر داده بود به وقوع پيوست و بيقين اين حادثه از علايم و نشانههاى قطعى امامت آن حضرت است .
( 1 )
2 - خبر دادن امام از حكومت عمر بن عبد العزيز
از جمله خبرهاى غيبى كه امام عليه السلام سالها پيش خبر داد اين بود
هامش
( 1 ) فرحة الغرى .