كنار بستر او نشست ، محمد شروع به گريستن كرد ، امام عليه السلام فرمود :
- « چرا گريه مىكنى ؟ » - « وامى دارم . »
- « چقدر وامدارى ؟ » - « پانزده هزار دينار . »
- « من قبول مىكنم . »
و امام عليه السلام از مجلس برنخاست ، مگر آن كه آن مبلغ را پرداخت ، « 1 » و كابوس وحشتناك وام و اندوه او را بر طرف ساخت .
( 1 )
اطعام عمومى
از آثار بزرگوار و بخشندگى آن حضرت اين است كه همه روزه در مدينه اطعام عمومى مىكرد و در وقت ظهر در منزل خودش بار عام مىداد . « 2 »
( 2 )
اداره كردن صد خانواده
از آثار جود فراوان امام آن كه صد خانوار را در مدينه بطور پنهانى « 3 » اداره مىكرد كه هر خانوار شامل چند تن بودند . « 4 »
هامش
( 1 ) البداية و النهاية : 9 / 105 ، سير اعلام النّبلاء : 4 / 239 ، تاريخ اسلام : 2 / 266 ، الحلية : 3 / 141 .
( 2 ) تاريخ يعقوبى : 3 / 6 .
( 3 ) تهذيب اللّغات و الأسماء : ص 343 .
( 4 ) بحار الأنوار : 46 / 88 .