ص 133 ح 1 : لا تعجبوا من صيد صعوة . . .
اشعار از ابو بكر خوارزمى است ( يتيمة الدهر ج 4 ص 150 ) .
ص 133 ح 2 : قد غرّقت املاك . . .
اشاره به داستانى است كه در تفسيرهاى قرآن ذيل آيهء 16 سورهء سبا :
فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ
آمده است .
و خلاصه آن اينست كه عرم نام بنديست كه بلقيس بنا كرد ، و سبب آن اين بود كه بر سر آب خلاف بسيار پديد مىآمد و كار به جنگ مىكشيد . بلقيس گفت تا در رهگذر آببندى عظيم ساختند و آن ( عرم ) است بلغت حمير و آن بند ميان دو كوه ساخته شده بود از سنگ و قير ، و آن بند را سه در بود يكى در بالا و يكى در وسط و ديگرى در پايين و دوازده راه داشت بعدد جويهاى آنان ، چون باران مىآمد و سيل آب در پس بند فراهم مىشد در بالا را مىگشادند و چون كمتر مىشد در ميانه را مىگشودند و چون كمتر مىشد در زيرين را مىگشودند و اين آب در بركهاى مىريخت و از بركه به جويها قسمت مىشد . چون بلقيس بمرد ، قوم او طاغى شدند و چون طغيان آنان از حد گذشت ، خداى تعالى موشانى بزرگ را بر آن بند مسلط كرد تا آن را سوراخ كردند و آب به شهرهاى آنان افتاد و سراها و بستانهاى آنان را ويران ساخت ( رجوع به تفسير ابو الفتوح شود ) . نجم الدين محمد يمنى راست در اين باره :
و قد هدّ قدما عرش بلقيس هدهد * و خرّب حفر الفأر سدّ مآرب .
( جواهر الادب ج 2 ص 494 ) ص 133 ح 3 : و بعوضة قتلت . . . اشاره است به داستانى كه مفسران ذيل آيهء 261 سورهء بقره :
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ
. . . الآية » نوشتهاند
خلاصهء آن آنكه ابراهيم ( ع ) نزد نمرود شد و او را به پرستش خدا خواند .
نمرود گفت مگر خداى تو كيست ؟ گفت آنكه مىميراند و زنده مىكند .