تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
در برخى از متون عربى ساسان را رئيس و مرشد گدايان نوشته‌اند . از جمله بديع‌الزمان همدانى مقامهء بيست و پنجم خود را ساسانيه نام كرده است و حريرى بتقليد از او مقامهء چهل و نهم از مقامات خود را چنين ناميده است . درين مقامه ابو زيد سروجى كه قهرمان داستانهاى اوست هنگام پيرى فرزند خود را وصيت مىكند كه بهترين پيشه‌ها آنست كه مرشد ما ساسان آن را تاسيس كرد . شريشى شارح مقامات حريرى نويسد كه ساسان پير و رئيس گدايان و درويشان است و همه گدايان به دو منسوبند . شيخ محمد عبده در شرح مقامات بديع الزمان نويسد : اين نسبت پس از زوال دولت ساسانيان پيدا شده و علت آن اين بود كه مسلمانان مىخواستند با نظرى تحقيرآميز به ساسانيان بنگرند تا نام نيكى از آنان نماند . چنان كه در شهرى ديدم پدرى فرزندش را بعلتى نكوهش مىكرد و به دو مىگفت اى برمكى و مسلما اين لقب پس از زوال برمكيان معمول شده تا آنان تحقير شوند ( يادداشت آقاى دكتر محقق ) ص 42 ح 15 : از نهيب زخم تير قوس . . . مؤلف الكنوز العامرة اين بيت را از آذرى طوسى دانسته است . ص 43 ح 27 : قوتين فاكره . . . مقصود از قوهء فاكره نفس مفكّره است . ابن سينا دربارهء اين نفس چنين آرد : و از اين جمله قوتى است كه آن قوت را متخيّله گويند و مفكره نيز خوانند . مركب است در تجويف اوسط از دماغ و فعلش تركيب و تفصيل صورتست و معانى ، با يكديگر و از يكديگر . . . ( رسالهء نفس چاپ انجمن آثار ملى ص 22 ) . ص 46 ح 2 : ماه مقنّع . . . مقنع خراسانى . نام او را عطاء يا حكيم نوشته‌اند از مردم مرو بود ويرا از آن جهت مقنع گويند كه بخاطر زشتى چهره نقابى از زر بر رخ خويش مىافكند . وى ماهى از چاه نخشب برمىآورد كه مردمان آن را از مسافت يك ماه مىديدند . . . ( وفيات الاعيان ج 2 ص 426 طبع مكتبة النهضة المصريه ) و رجوع شود به ماه نخشب تأليف آقاى سعيد نفيسى .