سراسيمه بعصاى « عصاهم شققا » « 1 » جنيبت خيبت از « خيوة » بر جنبهء « 2 » تجنّب رانده بشعب تشعّث « 3 » و تشعّب « 4 » پويه گرفت .
« لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغاراتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَ هُمْ يَجْمَحُونَ »
« 5 » .
اهالى خيوه بنابراينكه اطراف قلعه را آب انداخته دست تصرّف جنود را از دامن آن كوتاه مىدانستند به قلعهدارى پرداختند . كارگزاران بانشعاب جداول ، آب را از كنار قلعه منجذب و منحدر و از چهار طرف قلعه را هدف توپهاى قلعهگشا ساخته آثار
« وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغاوِينَ »
« 6 » پديدار كردند . قلعگيان چون بجاى آب ، درياى آتش را محيط خويش و قلعه را طعمهء كام نهنگ بلا و تشويش ديدند ، به قنّاحهء « 7 » ندامت باب استيلاذ گشودند . خديو خطاپوش ، پوزشپذير و عذرنيوش گشته بنيان عاقبتبينان آن فوج را از تزلزل ايمن ساخت و در أيمن « 8 » ازمنه مصون از منّت غير و وصمت « 9 » ضير « 10 » ممالك خوارزم يكقلم باقاليم قلمرو شاهنشاهى انضمام يافت و دكّ « 11 » عتات « 12 » و فكّ « 13 » عنات « 14 » بر وجه محسّنات به عمل آمد .
« يا ربّ هيجا هى خير من دعة » « 15 » . پس رؤساى « پنج قلعه » « 16 » پنجه
هامش
( 1 ) - جماعت آنان پراكنده است . با فحص فراوان اين صورت در امثال يافت نشد .
( 2 ) - كرانه ( ر ب ) .
( 3 ) - پراكنده شدن ( ر ب ) .
( 4 ) - دور شدن ( از ر ب ) .
( 5 ) - اگر مىيافتند پناهى يا غارهايى يا سوراخ در خزيدنى هرآينه عدول كرده بودند بدان و آنان مىشتافتند . ( آيهء 57 سورهء توبه ) .
( 6 ) - و ظاهر شد دوزخ براى گمراهان . ( آيهء 91 سورهء شعراء ) .
( 7 ) - نوعى كليد كج و دراز ( ر ب ) .
( 8 ) - مبارك ( ر ب ) .
( 9 ) - ننگ . عيب ( ر ب ) .
( 10 ) - زيان .
( 11 ) - كوفتن ( ب ) .
( 12 ) - عتاة ج عاتى ، سركش ، متجاوز ( اقرب الموارد ) .
( 13 ) - گشودن .
( 14 ) - عناة ، ج عانى . اسير ( اقرب الموارد )
( 15 ) - هيجا ، جنگ . دعة ، آرامش .
براى كسى مثل زنند كه در خصومتى افتد سپس عذر خواهد ( مجمع الامثال ) .
( 16 ) - قلعههاى : هزار اسب . خانقاه ( خانگاه ) . خيوه كات . گرگانج ( روضة الصفاء ناصرى ج 8 ) .