« شيدوش » « 1 » وش « سپهرم » « 2 » سپاه « شادكام » « 3 » كام « كوپال » « 4 » بال « ازدوان » دوان « روئين » « 5 » روان « زوبين » « 6 » سنان « سيامك » « 7 » مكان « نريمان » « 8 » مانند « كريمان » « 9 » كرم ، « نصر اللّه ميرزا » خطبهء و عقد كرده كنار درياى « جمون [ 1 ] » « 10 » را عشرتكدهء عام ساخته بزمى جنت نزهت آراستند كه در جنب نزهت آن جنّات اربع ، سغد و شعب و نهر ابلّه و غوطه « 11 » در عرق خجلت غوطه مىزد ، و مجمعى خلد زينت پيراستند كه در حذاء « 12 » صفاى آن بهشت هشت در در ششدر حيرت مىبود . « 13 »
فضاى بهجت فزايش
« جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ »
« 14 » و حاشيهنشينان كمكام « 15 » كامبخش
« مُتَّكِئِينَ فِيها يَدْعُونَ فِيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَ شَرابٍ »
« 16 » .
چمانى « 17 » چمان « 18 » در چمن عشرت با چامه « 19 » و چمان « 20 »
« يُطافُ عَلَيْهِمْ
هامش
[ 1 ] - يو ، جمعون .
( 1 ) - نام پسر گودرز ( برهان ) .
( 2 ) - نام يكى از پهلوانان توران از خويشان افراسياب كه در جنگ دوازده رخ بدست هجير كشته شد ( برهان ) .
( 3 ) - نام برا در فريدون ( برهان ) .
( 4 ) - نام مبارزى از خويشان پادشاه روس ( برهان ) .
( 5 ) - با واو مجهول ، نام پهلوانى ايرانى ، داماد طوس پسر پشنگ ( برهان ) .
( 6 ) - - ژوبين ، نام پسر كاووس ( برهان ) .
( 7 ) - پسر كيومرث ( برهان ) .
( 8 ) - پدر زال .
( 9 ) - ظاهرا به تبعيت از صاحب برهان ( كريمان ) را شخص خاص و پدر نريمان دانسته است و مؤلف برهان بخاطر اين بيت فردوسى :همان سام پور نريمان بود * نريمان گرد از كريمان بودبدين اشتباه دچار شده درحالىكه ( كريمان ) صفت است نه اسم خاص .
( 10 ) - جمنا ، رودى است در هند ( ماللهند ص 162 و 159 )
( 11 ) - ر ك ح 5 ص 404 .
( 12 ) - مقابل . قبال .
( 13 ) - در ششدر بودن . متحير بودن . درماندن .
( 14 ) - بهشتهاى جاويدان كه گشوده است براى آنان درها ( ى آن ) ( آيهء 50 سورهء ص ) .
( 15 ) - انجمن . ( مهذب الاسماء ) .
( 16 ) - حالى كه تكيه زدهاند در آن مىخواهند ميوههاى بسيار و نوشيدنى را ( آيهء 51 سورهء ص ) .
( 17 ) - ساقى ( برهان ) .
( 18 ) - خرامان ( از برهان ) .
( 19 ) - شعر . غزل . برهان .
( 20 ) - پيالهء شراب ( برهان ) .