و صولت شير هريك نهنگ آهوتك گور [ 1 ] « 1 » سرين در زير ران ، و اژدهاى فولاد زبان در چنگ ، بسان گرگ دژم بعرصهء جنگ گراز « 2 » گشتند . ثور « 3 » فلك و گاو زمين « 4 » از صعود و نزول گرزهاى گاوچهر « 5 » ناف و پشت بر خويش « 2 » دزديد « 3 » ، و از ثوران « 6 » غبار دار الحرب « 7 » ، حوت « 8 » آسمان به ماهى « 9 » زمين مشتبه گرديد
« فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ »
« 10 » ، افاغنهء آهو « 11 » فعال شتر دل « 12 » كه از كارهاى شتر گربهء « 13 » ايران به اشغال شغال مستى « 14 » و گاو تازى « 15 » معتاد گشته در گوش فيل « 16 » خواب خرگوش « 17 » و ضرب دست يلان شيرافكن را فراموش كرده بودند با اينكه بر شير نر
هامش
[ 1 ] - نو گو سرين . ط ، كوه سرين .
( 1 ) - مؤلف بهار عجم نويسد : از اسماء محبوبست چنان كه گرد سرين ، ظاهرا گور مشبه به است :
سرين همچون سرين گور : از بت كبك خرام و صنم گور سرين ( فرخى دبير سياقى ص 288 ) .
( 2 ) - خرام و رفتار از روى ناز ( برهان ) و در آن ايهامى است بمعنى ديگر آن ، خوك .
( 3 ) - برج دوم از بروج دوازدهگانه .
( 4 ) - به عقيدهء عوام از قدما ، كه مىگفتند زمين بر روى شاخ گاو است :نه گاو زمينم كه جهان بردارم * يا چرخ چهارمم كه خورشيد كشم ؟معزى
( 5 ) - گرز كه سر آن به شكل سر گاو است و نام گرز فريدون .
( 6 ) - بر انگيخته شدن ( ر ب ) .
( 7 ) - رزمگاه . ميدان جنگ .
( 8 ) - نام برج دوازدهم .
( 9 ) - عقيدهء عوام كه مىپنداشتند گاو كه زمين را بر شاخ دارد بر روى ماهيست
( 10 ) - پس مشتبه شد مخلوق بر آنان ( از آيهء 17 سورهء رعد ) .
( 11 ) - عيب .
( 12 ) - بددل ، كينهور ، نامرد ( برهان ) .
( 13 ) - نامتناسب ( برهان ) .
( 14 ) - در فرهنگها ديده نشد ، گويا مرادف گرگ مست است بمعنى آزار رساننده ( ر ك لغد ، ذيل گرگ مست ) .
( 15 ) - سخنان تهديدآميز گفتن . اشتلم نمودن . ترسانيدن ( برهان ) .
( 16 ) - محشيان اين كلمه را خواب غفلت معنى كردهاند ، مأخذ آن را نيافتم .
( 17 ) - خواب غفلت .