انس گرفتند . پاكيزهگوهرانى كه از عرقناكى چهرهء شرمگينشان لؤلؤ آبدار در صدف ، مرواريد بستى « 1 » با [ 1 ] خرمهرههاى شبهگون در يك عقد ، عقد ارتباط بستند ، و زمرد خطان بلورين بدن [ 2 ] كه پيش در دندانشان [ 3 ] الماس آتشى « 2 » نار « 3 » تفيده بودى ، و با لعل لبشان ياقوت رمّانى نار كفيده « 4 » ، به سنگ جفاى سنگدلان خستند [ 4 ] ، و [ 5 ] ماه و شان ماهوشان « 5 » كه ماه و سال سايه مثال ، از نور نگاه خورشيد كناره مىكردند در بزم كنار و بوس به ناله [ 6 ] و درد ، و بوس « 6 » درد نوش پيالهء صهبا گشتند . [ 7 ] قمرطلعتان زرين شمس « 7 » كه شعشعهء جمالشان عين شمس « 8 » را موجب قمر « 9 » گشتى ، با سبكساران [ 8 ] شموس « 10 » به ميگسارى اقداح شموس « 11 » پرداختند .
تذروان به دام ددان [ 9 ] افتادند [ 10 ] و خوبان بدست بدان [ 11 ] . هر بانوئى با نيوى « 12 » قرين شد
هامش
[ 1 ] - عت ، با ، ندارد .
[ 2 ] - نو ، ندارد .
[ 3 ] - نو ، دردانشان .
[ 4 ] - يو ، عت ، دل خستند .
[ 5 ] - ط ، و ماهوشان .
[ 6 ] - عت ، با ناله . بالهء درد و بوس .
[ 7 ] - ط ، و قمر .
[ 8 ] - يو ، سگساران . نو ، سبكباران .
[ 9 ] - عت ، به دام و ددان ، ط ، به دام دام و ددان .
[ 10 ] - عت ، ندارد .
[ 11 ] - عت ، اضافه دارد افتادند .
( 1 ) - مرواريد بستن ، كنايه از خجل شدن ( برهان ) .
( 2 ) - ر ك ح 15 ص 3 .
( 3 ) - آتش .
( 4 ) - شكافته ، تركيده ( برهان ) .
( 5 ) - مركب از ماهو ، زيب و زينت ( برهان ) + شان .
( 6 ) - بؤس ، سختى ، بلا . ( ر ب ) .
( 7 ) - نوعى گلوبند . ( ر ب ) .
( 8 ) - چشمهء آفتاب .
( 9 ) - خيره شدن چشم . ( ر ب ) .
( 10 ) - توسن ، سركش .
( 11 ) - شراب . ( ر ب ) .
( 12 ) - نيو ، بر وزن ديو ، پهلوان ، شجاع . ( برهان ) .