نظرانى كه از تأثير نگاهشان سبزهء دشت بقلة الغزال « 1 » گشتى ، با افاغنه ، چون خار و گل بيك نهالى آرميدند . مسلسلمويانى كه از سر زلف اگر گيسو بر زمين كشيدندى [ 1 ] تا ابد كاكل « 2 » رستى ، در كوچه و برزن گيسوكشان آمدند . خوبان به گزين « 3 » كه پيش سيب زنخدانشان نارنج مهر « 4 » ترنجيده ، و با نار پستانشان نار بستان شكنجيده نمودى ، روى بهى « 5 » ترك دادند ، و خورشيد عذاران سايهپرورد [ 2 ] كه از آفتاب حسن بىزوالشان فروغ
« ما لَكُمْ مِنْ زَوالٍ »
« 6 » پرتوافكن بودى ، چو [ 3 ] پرتو آفتاب در بدر و كوى به كوى افتادند . كبك خرامان طاوسوش كه طيره « 7 » ده طايران [ 4 ] قدسى بودند ، باقتضاى دهر بوقلمون و دور قمرى [ 5 ] « 8 » قمرىآسا ، از جناح عشرت با جناح عسرت طيّار « 9 » فناء « 10 » حمام « 11 » و [ 6 ] حمام « 12 » برج فنا شدند . ملك صورتان حور لقا كه در دلبرى جان از انس و [ 7 ] جن « 13 » از پرى مىربودند در جنّ اللّيل « 14 » با غولان ديو سيرت جن طبيعت
هامش
[ 1 ] - يو ، عت ، نو ، كندى .
[ 2 ] - ط ، پرور .
[ 3 ] - يو ، چو .
[ 4 ] - نو ، ط ، طيران .
[ 5 ] - يو ، قمر .
[ 6 ] - عت ، واو ندارد .
[ 7 ] - ط ، واو ، ندارد .
( 1 ) - مشك طرامشيع ، قسمى از پودنه و قويتر از اقسام آنست ، برگش انبوه و بزرگتر از برگ پودنهء برى و با خشونت و مايل به استداره . . . ( تحفه ) .
( 2 ) - معروف ، و نيز گلهائى كه در ميان آب رويد . ( برهان ) .
( 3 ) - منتخب . گزيده .
( 4 ) - ظاهرا ماه مهر بدان جهت كه نارنج در اين ماه در كمال طراوتست .
( 5 ) - بهبود . سلامت .روى بهى كجا بود مرد زحير را كه خود * وقت سقوط قوتش صبر خورد سقوطرى( خاقانى ) .
( 6 ) - نيست شما را زوالى ( درگشتنى ) از آيهء 46 سورهء ابراهيم ) .
( 7 ) - خجلت ، خجالت . ( برهان ) . عربى بفتح اول سبكى ( ر ب ) .
( 8 ) - دور آخر كواكب سياره است و گويند دور هر كوكبى هفت هزار سال بود ( برهان ) .
( 9 ) - پرنده .
( 10 ) - پيشگاه فراخسراى ( ر ب ) عرصه . فضا .
( 11 ) - مرگ ( ر ب ) .
( 12 ) - كبوتر .
( 13 ) - دل ( برهان ) .
( 14 ) - تاريكى شب ( ر ب ) .