لذا سعى مىكرد كه فرزندانش در قشون نيز تا اندازهاى روى راحت نبينند .
رضا قلى ميرزا نخستين فرزند نادر بود و از شجاعت و دليرى بهره كافى داشت رشادتهايش در جنگ بلخ شاهد بينى برين مدّعى است . اين شاهزاده در غياب نادر بهندوستان نايب السلطنه ايران شد ، گرچه در ابتداى امر ابراهيم خان ظهير الدوله تا حدى مواظب اعمال او بود ولى بعد از مرگ ظهير الدوله او بىرقيب در عرصهء سياست ايران يكهتاز گرديد .
جوانى و سفّاكى از يك طرف ، چاپلوسى و تملق درباريان از طرف ديگر و بالاخره نبودن بزرگترى بر سر او از جانب سوم به او آن كار كرد كه باغلب شاهزادگان مىكند ، يعنى فرزند نادر نيز طفلى خودخواه و پولپرست و جاهطلب شد آن هم به صورت بسيار بد اين الفاظ . - هانوى
« Hanway »
از قول « التن » و « گريم » نقل مىكند ، اين دو بسال 1152 هجرى با مقدارى كالاى يك كمپانى روسى بمشهد آمدند . چون انحصار ابريشم خام در احتكار شاهزادهء نادرى بود آنها مجبور شدند ، كه عليرغم همه گونه انصاف تجارى با هرچه اين محتكر مىكرد ، بسازند . گرچه اين دو بعدا تصديق مىكنند كه احتكاركننده واقعى يكى از تجار اصفهانى بوده است ولى با اين همه ، اين قول رافع ظلم شاهزاده نميشود .
عمل كثيفى كه اين پادشاهزاده نادرى كرد و نام خود را بزشتى بجنب محمود افغان گذاشت قتل فجيع شاه طهماسب و دو فرزندش اسماعيل ميرزا و عباس ميرزا بود . - توضيح آنكه بسال 1152 هجرى قمرى از طريق هنديان مقيم ايران انتشار يافت كه نادر بر اثر بيمارى وحشتناكى خود و بيشتر لشكريانش در هند جان سپردهاند . محمد حسين قاجار كه در اين موقع از درباريان شاهزاده بود به او عرضه داشت كه احتياط حكم مىكند تا طهماسب