تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
شده ، منه : « سيف مسلول » . - كسى كه او را مرض سل باشد . ( از آنندراج ) . ( 1368 )

ص 406 ، سطر 15 : خاچين « 1 »

[ خا چى ن ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است بين شكى و درپاچه « گوگچه » .

[ ص 407 ]

( 1369 )

ص 407 ، سطر 1 : آيدين دده

[ ؟ ] ( اسم خاص ) . اين نام به اين شكل غلط و صحيح آن « آيدين » [ عا ى د ى ن ] است ، و آن نام ولايت و نام مركز آن ولايت است بعثمانى . مركز اين ولايت بعدها از « آيدين » به « ازمير » منتقل شد يعنى به نقطه‌اى كه در 115 كيلومترى جنوب شرقى « آيدين » واقع است و آيدين - كه در 37 درجه و 50 دقيقه و 41 ثانيه عرض شمالى و 23 درجه و 31 دقيقه و 10 ثانيه طول شرقى بوده يكى از شهرستانهاى اين ولايت بشمار آمده است « 2 » . به « قاموس الاعلام تركى » رجوع شود .

[ ص 408 ]

( 1370 )

ص 408 ، سطر 14 : منطريس

[ ؟ ] ( اسم ) . اين كلمه در فرهنگهاى مرجع يافت نشد . در بعضى از نسخ « جهانگشا » و ترجمهء تاريخ « سرجان ملكم » و « تاريخ كرمان » ( سالاريه ) به صورت « مطريس » آمده است ولى دو نسخهء « ط » و « ح » آن را « منطريس » ذكر كرده‌اند . در فرهنگ « دمزن »
( Desmaisons )
كلمهء « مترس »
[ Metres ]
به
« Rampart »
ترجمه شده كه بمعنى « خندق » و « سور » و « خاكريز » و « ديوار دور قلعه » است . فرهنگ دزى
( Dozy )
ذيل كلمهء « تراس » دو كلمهء « مترس » و « مترسه » را نيز
« Rampart »
ترجمه كرده است . « ناظم الاطباء » كلمهء مترس
[ Matras ]
را « گنكره‌هاى چوبين يا گلين ديوار قلعه كه در هنگام لزوم بر سر دشمن اندازند » معنى كرده و
هامش
( 1 ) - مينورسكى آن را « خچن » ذكر كرده است ( تاريخچهء نادر شاه 104 ) ( 2 ) - شيروانى ازين محل ديدن كرده و ضمن تمجيد از انجير آن ، ساير ميوه‌هاى سردسيرى و گرمسيرى آن را مىستايد و مىگويد چون « آى » در تركى بمعنى « ماه » است « آى دين » بايد بمعنى « ماه دين » باشد . « بستان السياحه »