( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد سوم « ذيل بايجان » ) .
( 1294 )
ص 366 ، سطر 20 : قلعهء اولاد
[ ق ل ع ى ا و لا د ] ( اسم خاص ) . رابينو اين قلعه را فعلا به صورت خرابهاى به طرف چپ جاده و نزديك گدوك ذكر مىكند .
اعتماد السلطنة نيز آن را خرابهاى در آن حدود مىآورد . از قرار معلوم به زمان اسكندر بيك تركمان اين قلعه آبادان بوده است و عالم آراى عباسى آن را از قلاع مشهور مازندران و از مستحكمترين آنها معرفى مىكند و مىگويد از جمله قلاعى است كه بدست فرهاد خان گشوده شد .
بصفحات 542 و 543 « عالم آراى عباسى » و صفحهء 43 « سفرنامهء مازندران و استراباد » رابينو بخش انگليسى و كتاب « التدوين فى احوال جبال شروين » اعتماد السلطنه رجوع شود .
[ ص 367 ]
( 1295 )
ص 367 ، سطر 20 : بردع
[ ب ر د ع ] ( اسم خاص ) . نام شهريست بقفقاز كه سابقا آن را « بردم » مىگفتهاند . در « مراصد الاطلاع » « برذعه » آمده و صاحب مرآت البلدان نام كنونى آن را « قراباغ » آورده است بمشخصات زير :
اين نقطه در شمال ايران قرار دارد ، و رود كر حد شمالى آن و رود ارس حد جنوبى آن است . مركز آن « شوشى » است . - اين شهر از ساير بلاد قفقاز ، كه « ايروان » و « گنجه » و « نخجوان » باشد ، نظيفتر است و اهالى آن بيشتر ارمنىاند .
به « مرآت البلدان جلد اول » و « عالم آراى عباسى » و « تعليقه بر تذكرة الملوك » و « تاريخ نوشاهزادهء جهانگير ميرزا » رجوع شود .
[ ص 369 ]
( 1296 )
ص 369 ، سطر 18 : چراغ
[ چ ر ا غ ] ( اسم خاص ) . نام قلعهايست كه سد الغون « 1 »
هامش
( 1 ) - اين سد بكنار « باب اللان » قرار دارد . - « اللان » بنابر قول ياقوت نام بلاديست بارمنستان و نام قومى است به آن بلاد ، ميان « اللان » و كوه « قتح » ( حاشيهء تاريخ داغستان نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 2368 اين كوه را قبق ذكر مىكند و بنابر قول ياقوت قبق نام كوهى است متصل بباب الابواب و حدود « اللان » و آخر ارمنيه ) قلعهايست بنام حصن باب اللان و رودى از آن مىگذرد .
مرآت البلدان « اللان » را بحدود دربند مىآورد .
« بتاريخ داغستان » و « معجم البلدان » و « مرآت البلدان » رجوع شود .