( 1278 )
ص 359 ، سطر 15 : خيوه آباد
[ خى و عا با د ] ( اسم خاص ) . اين شهر بشمال ايران ، كنار مرز ايران و شوروى ، در ناحيه اتك قرار دارد . - چون از ايستگاه مرو بجنوب غربى حركت كنيم پس از رسيدن بايستگاه « دو شاخ » خط آهن با قوسى رو بشمال غربى مىرود ، بعد از ايستگاه دو شاخ و گذشت از يك ايستگاه ديگر به ابيورد ميرسيم . در جنوب ابيورد قهقهه و بجنوب قهقهه خيوه آباد قرار دارد .
( از نقشهء جغرافياى بغايرى ) .
[ ص 361 ]
( 1279 )
ص 361 ، سطر 2 : پركنات
[ پ ر ك نا ت ] ( جمع پركنه ) « 1 » . برهان قاطع آن را « پرگنات » با كاف فارسى آورده و زمينى معنى كرده است كه از آن مال و خراج مىگيرند .
( 1280 )
ص 361 ، سطر 13 : ابود
[ ا بو د ] ( مصدر ثلاثى ) . هميشه بودن ، جاودانه بودن .
( از اقرب الموارد ) .
[ ص 362 ]
( 1281 )
ص 362 ، سطر 4 : قاتاغان
[ قا تا غا ن ] ( اسم خاص ) . نام طايفهاى از اوزبكان است كه درختلان سكنى داشتهاند . - در تاريخ بدخشان ( چاپ عكسى روسيه ) اين نام به صورت « قطغانيه » آمده است .
( 1282 )
ص 362 ، سطر 5 : كولاب
[ كو لا ب ] ( اسم خاص ) . در تاريخ بدخشان ( چاپ عكسى روسيه ) اين شهر همان « ختلان » قديم آمده و ختلان [ خ ت لا ن ] بنابر قول ياقوت بمختصات زير است :
ختلان نام تعدادى از شهرهاى مجاور بهم است كه در ماوراء النهر نزديك سمرقند قرار دارند . يكى از قراء آنجا بنام قراسو است ( قول سمعانى ) . -
هامش
( 1 ) - در حاشيهء « برهان قاطع » اين كلمه از ريشهء« Parikhana »آمده و بمعنى حوزه ايست كه دورادورش محدود بخندقى است ، و آن مركب از پيشوند« Pari »( پيرامون ) +Kan - Khan( كندن ) است .