« اورال » و « خزر » تا سلسلهء جبال « التاوا » را به زير پا دارند و خود را قزاق مينامند زيرا اين كلمه در تركى بمعنى « هرزه گرد » و بيخانه و منزل است . « 1 »
( از « شرح آسياى مركزى » نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 1139 ) .
( 1276 )
ص 358 ، سطر 5 : آرال « 2 »
[ عا ر ا ل ] ( اسم خاص ) . نام درياچه بزرگى است بآسياى مركزى در 43 درجهء طول شمالى . اين درياچه تقريبا 320 كيلومتر طول دارد با عرضى كمتر از نصف اين طول ، تنگهاى بعرض 250 كيلومتر آن را از بحر خزر جدا مىكند . مقدار تبخير آب آن بسيار و اگر دو رود سيحون و جيحون وارد آن نشود هر سال مقدارى از وسعت آن كاسته مىشود . آب آن شور و عمق آن كم و داراى ماهى « فك » و « گاو ماهى » و « ارّه ماهى » است .
( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 359 ]
( 1277 )
ص 359 ، سطر 14 : چشمهء خلجان
[ ؟ ] ( اسم خاص ) . اين نام غلط و اصل آن « چشمهء خليجان » است و به « چشمهء حسينخان » درين تعليقات رجوع شود .
هامش
( 1 ) - در حوالى درياچه « ايسيك قول » و آن طرف « تيان شان » و به نزديكى كاشغر بر روى كوههاى مسطح پامير طايفهاى بنام قرقيز زندگى مىكنند كه كاملا با قزاقهاى فوق فرق دارند . روسها طايفهء دوم را « قرقيز قزاق » و طايفهء اول را « قرقيز قياق » مىناميدند . بعدها « كلمهء « قزاق » و « قياق » را حذف كردند و لفظ « قرقيز » را بر هر دو اطلاق نمودند . قرقيز قزاقها به چهار اردو تقسيم مىشدند . اول : اردوى بزرگ ؛ دوم : اردوى متوسط ؛ سوم : اردوى كوچك ؛ چهارم : اردوى داخلى ؛ اردوى داخلى يورتشان خاك حاجى ترخان بود .
( 2 ) - ممكن است كلمهء « آرال » در متن « اورال » باشد و اورال نام كوه و رود و بلوكى است با مشخصات زير :
الف - كوه اورال : نام سلسلهء كوهى است در شرق روسيهء آسيا كه اروپا و آسيا را از هم جدا مىكند . ارتفاع آن 2150 متر و داراى معدن طلا و پلاتين است .
ب : نام روديست كه پس از طى 1700 كيلومتر در روسيه بدرياى « اسگون » مىريزد .
ج : نام بلوكى است واقع در صحراى اورينبورك كه يورت طايفهاى از قزاقها بدانجاست ( از شرح آسياى مركزى نسخهء خطى كتابخانهء ملى بشمارهء 1139 ) . - يورت ازبكها از كوه « اورال » شروع مىشود و تا نواحى اطراف درياچهء « آرال » و « خوارزم » گسترش دارد . ( از صفحهء 157 زندگانى شاه عباس اول جلد اول نگارش فلسفى . )