( از لغتنامهء دهخدا ) .
2 - پنجاب نام پنج رودخانه است باسامى و مختصات زير :
الف - رودخانهء « ستلج » كه ابتداى آن از مردابى است موسوم به مانسروور كه نزديك بسر چشمهء رودخانهء « برهم پتر » و رودخانهء سند است . طول اين رودخانه پانصد و پنجاه ميل است و در چهل ميلى بهاولپور برودخانهء چناب ملحق مىشود .
ب - رودخانهء « جهلم » است . طول اين رودخانه چهار صد و نود ميل است و در بيست ميلى شهر جهنگ برودخانهء چناب مىپيوندد .
ج - رودخانهء « راوى » است . طول آن چهار صد و پنجاه ميل است و بفاصلهء چند ميل در بالاى شهر ملتان برودخانهء « چناب » ملحق مىشود .
د - رودخانهء « بياس » است . طول آن دويست و نود ميل است و در نزديكى شهر هرى كىپتن برودخانهء « چناب » ميريزد .
ه - رودخانهء چناب است . طول اين رودخانه هفتصد و شصت و پنج ميل و در زير شهر « متن كوت » نزديك قريه ستر برودخانهء سند اتصال مىيابد .
سرچشمهء اين چهار رود از نواحى جنوبى كوه هيمالياست .
( از جغرافياى هند نسخهء خطى كتابخانهء ملى شمارهء 1637 )
[ ص 319 ]
( 1183 )
ص 319 ، سطر 8 : سليل
[ س لى ل ] ( اسم ) . بچه ، طفل ، ( از ناظم الاطباء ) .
زاده ، خاندان .
[ ص 320 ]
( 1184 )
ص 320 ، سطر 3 : سرهند
[ س ر ه ن د ] ( اسم خاص ) . شهريست بين دهلى و لاهور بده مرحلهاى دهلى . مردمان اين ناحيه حنفى مذهب و بصنعت نقاشى مايلند .
قبر شيخ احمد فاروقى ، كه مشهور بمجدد الف ثانى است ، بدانجاست . وى از اكابر سلسلهء نقشبنديه و بسنهء هزار و اندى از آن ديار ظهور كرده است .
( از بستان السياحه ) .
( 1185 )
ص 320 ، سطر 6 : كرنال
[ ك ر نا ل ] ( اسم خاص ) . نام منطقهايست بشمال دهلى