( 1155 )
ص 310 ، سطر 6 : مطير « 1 »
[ م طى ر ] ( صفت مشبهه ) . بارنده ، پرباران .
( از آنندراج ) .
( 1156 )
ص 310 ، سطر 15 : ضحاك
[ ض ح حا ك ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است در 15 كيلومترى جنوب شرقى قلعه سركارى باميان بافغانستان و از اعمال حكومت اعلى پروان . اين ناحيه بين 67 درجه و 58 دقيقه و 13 ثانيه طول شرقى و 34 درجه و 49 دقيقه و 34 ثانيه عرض شمالى قرار دارد .
( از قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
[ ص 311 ]
( 1157 )
ص 311 ، سطر 12 : غزنين « 2 »
[ غ ز نى ن ] ( اسم خاص ) . نام يكى از شهرهاى معروف و آبادان افغانستان است كه در جنوب غربى كابل بين خط 67 و 68 درجه و 30 و 42 دقيقه و 27 و 36 ثانيه طول شرقى و 33 درجه و 19 و 44 دقيقه و 14 و 35 ثانيهء عرض شمالى قرار دارد . شهر غزنين بر تقسيم آبريز « ارغنداب » و « ترنك » بر بالاى بلندى واقع شده كه اطراف آن را حصار محكمى احاطه كرده است . بجانب شمالى شهر تپه بالاحصار قرار دارد كه درين تپه قلعهء جنگى مستحكمى وجود داشته و از آن وقلاع ديگر بهنگام دفاع استفاده مىكردهاند . بارتلد مىگويد غزنين قديم در بيست و پنج و رستى شمال غزنين كنونى بود و بر اثر چندين مرتبه خرابى از مركزيت قديم خود ، به زمان غزنويان ، افتاد ولى بعد از آنجا كه بر سر راه كاروانيان هند واقع است تا حدى اهميت تجارى خود را حفظ نمود . رودخانههايى كه غزنين و گرديز بر ساحل آنها بودهاند بدرياچه آب ايستاده ميريزند امروز غزنين از شهرهاى آبادان افغانستان مىباشد .
به « جغرافياى تاريخى ايران بارتلد » و « قاموس جغرافيايى افغانستان » رجوع شود .
هامش
( 1 ) - اين كلمه وزن فعيل است از مطر [ بفتح « ميم » و « طاء » ]
( 2 ) - اين نام « غزنه » و « غزنى » نيز آمده است