[ ص 254 ]
( 1005 )
ص 254 ، سطر 13 : نيم بسمل
[ نى م ب س م ل ] ( اسم مركب ) . نيم كشته ، مذبوحى كه هنوز جان داشته باشد . ( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 255 ]
( 1006 )
ص 255 ، سطر 2 : اشترك
[ ا ش ت ر ك ] ( اسم خاص ) . نام محلى است بين اوچ - كليسا و ايروان ، بر سر راه اوچ كليسا به اكوارد « 1 »
( 1007 )
ص 255 ، سطر 2 : كرپى
[ ك ر پى ] ( اسم خاص ) . نام ناحيتى است بجنوب اكوارد « 2 »
( 1008 )
ص 255 ، سطر 8 : مراد تپه
[ م ر ا د ت پ پ ] ( اسم خاص ) . نام تپهايست در باغاورد به دو فرسخى كوه « آراى » از شعب كوه الاقزى . « 3 »
( 1009 )
ص 255 ، سطر 14 : تپهء تخماق خان
[ ت پ پ ى ت خ ما ق خا ن ] ( اسم خاص ) .
نام ناحيتى است ييلاقى از نواحى گوگچه كه در حوالى ايروان و بر سر راه قارص و ايروان قرار داد . بين اين ناحيه و قارص قريب هشت روز راه است .
[ ص 256 ]
( 1010 )
ص 256 ، سطر 15 : فتح گراى سلطان
[ ف ت ح گ ر ا ى س ل طا ن ] ( اسم خاص ) . نام يكى از خانان قريم ( كريمه ) است . اين خانان از حدود 822 ه . ق . تا 1197 ه . ق . بر بلاد « بلغار » و « قريم » و « كافا » حكمراندند و در اواخر مقام خانى غازان و قريم و قاسموف نيز بايشان اضافه شد . طغاتيمور جوانترين فرزند
هامش
( 1 ) - كشميشاف مىگويد چون نادر قصد اكوارد كرد چند روزى در اشترك براى آسايش قشون توقف نمود .
( 2 ) - اكوارد در قرب ايروان است . كشميشاف مىگويد چون قشون عثمانى به كرپى رسيد اردوى ايران از دور نمايان شد . تاكتيك عمل طورى بود كه قشون عثمانى مىبايست از وسط اردوى ايران عبور نمايد .
( 3 ) - مينورسكى محل آن را در غرب ايروان ذكر مىكند و كشميشاف مىگويد نام قديم آن « آق تپه » بوده است كه پس از فتح مزبور به « مبارك تپه » تغيير نام يافت . ابراهام كرتى خليفه اوچ - كليسا نيز نام اين قلعه را قبل از فتح « آق تپه » و بعد از فتح « مبارك تپه » مىآورد و مىگويد نادر با 18000 تن سپاهى در آق تپه اردو زد و خرگاه خاصهء او را در بالاى اين تپه برپا كردند و اطراف آن را با سه چهار ديوار ببلندى شش ذرع نيمدايره شكل محصور نمودند تا در صورت حمله ناگهانى سپاهيان ترك ، ايرانيان از آنجا با توپ و تفنگ دفاع كنند . نادر بعد از جنگ به او و « مليك مكرتوم » دستور داد كه در فراز تپه بيادبود اين فتح خرگاهى به شكل همان خرگاه بسازند و آنان نيز در ظرف چهل روز اين بنا را بپايان رسانيدند .