فن هامر محل جنگ را سى فرسنگى بغداد مىآورد ولى مارتن فرنج آن را « جديدة » ذكر مىكند .
بارى از ساعت هشت صبح نبرد آغاز شد ابتداء جلوداران دو طرف بهم درآويختند و دستهاى از پياده نظام افغانى و ايرانى شروع بپيشروى كردند و چندين توپ از عثمانيان را بغنيمت گرفتند . ولى كمى بعد توپخانه ، قوى عثمانى به سختى لشكر ايران را زير آتش گرفت و در حمايت آتش توپخانه ، عثمان پاشا از شمال شرقى رزمگاه شروع بحمله كرد . اول مانع پيشروى افغانان و ايرانيان شد و يكساعت بعد به حمله عمومى دست زد و بدون توجه بفرار عدهاى از لشكريان خود بيست هزار نفر از قواى ذخيرهء خود را بجنگ كشيد و ميدان نبرد را اداره كرد .
نادر شاه كه فرماندهى لشكر ايران را به عهده داشت ناگاه تير خورد و اسبش در زير پاى او درغلطيد ، ولى او بدون توجه به اين پيش آمد از زمين برخاست و با سوار شدن بر اسب ديگر باز فرماندهى ايرانيانرا به عهده گرفت .
اتفاقا درينوقت باد شمالى به سختى و بزيان لشكر ايران مىوزيد و بر اثر آن ديد ايرانيان از بين رفت . وزيدن باد از يكسو و تشنگى و گرما از سوى ديگر و بدتر از همه درغلطيدن اسب نادر براى مرتبه دوم در زير پاى او و شايع شدن مرگ نادر بين لشكر ايران ، موجب گسيختن نظم قشون ايران شد و هرچه نادر سعى در حفظ نظم آنها كرد موفق نشد . بالنتيجه جنگ اول او با عثمان - پاشا با دادن سى هزار تن كشته و از بين رفتن تمام بنه و توپخانه بنفع عثمان پاشا خاتمه يافت . آنچه درينباره اهل فن مىگويند علت حقيقى شكست نادر غرور بيحد او بود چه اگر او بر اثر اين غرور از خطوط محكم خويش در خارج بغداد خارج نميگشت و در آنجا پذيراى عثمان پاشا مىشد بىشك با شكست عثمان پاشا كار بغداد را نيز يكطرفه مىكرد . - اما از آنطرف اين فتح هم براى عثمان پاشا چندان نفعى نداشت چه او درين نبرد بيست هزار كشته داد و علاوه بر آن « نادر » از دست
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 663
مساهمون: ميرزا مهدي خان استر آبادى
ص٦٦٣