سوارى . ( از ناظم الاطباء ) .
[ ص 141 ]
( 686 )
ص 141 ، سطر 6 : سنخواست « 1 »
[ س ن خا س ت ] ( اسم خاص ) . نام يكى از دهستانهاى چهارگانه بخش اسفراين شهرستان بجنورد است كه از 20 آبادى بزرگ و كوچك تشكيل يافته « 2 » . مركز اين دهستان سنخواست است كه در 55 كيلومترى باخترى اسفراين و 2 كيلومترى شمال مالرو عمومى « ميانآباد » بجاجرم قرار دارد . اين ناحيه در جلگه واقع و آب و هوايش معتدل است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد نهم ) .
( 687 )
ص 141 ، سطر 23 : بسيط غبرا
[ ب سى ط غ ب ر ا ] ( تركيب اضافى ) . كنايه از سطح زمين است .
[ ص 142 ]
( 688 )
ص 142 ، سطر 2 : طوى
[ ط ى ] ( اسم ) . جشن .
( از حواشى جهانگشاى جوينى ) .
( 689 )
ص 142 ، سطر 11 : قران سعدين
[ ق ر ا ن س ع د ى ن ] ( تركيب اضافى ) . مقارنهء دو ستارهء سعد مانند مشترى و زهره در هر برجى . ( از ناظم الاطباء ) . - كنايه از عروسى و ازدواج است .
( 690 )
ص 142 ، سطر 11 : اتصال نيرين
[ ا ت ت صا ل ن ى ى ر ى ن ] ( تركيب اضافى ) .
پيوند خورشيد و ماه . - كنايه از عروسى و ازدواج است .
[ ص 143 ]
( 691 )
ص 143 ، سطر 3 : طرسخون
[ ؟ ] ( اسم خاص ) . متنهاى جهانگشا در ضبط اين كلمه
هامش
( 1 ) - اين نام « در فرهنگ جغرافيايى ايران » و متنهاى جهانگشاى مورد ارجاع چنين ضبط شده ، ولى در « نقشه جغرافيايى بغايرى » و « مطلع الشمس » « سنخاص » آمده است و از قرارى كه اعتماد السلطنه نقل مىكند « سنخاص » را « سنگخواست » نيز نوشتهاند .
( 2 ) - اعتماد السلطنه مىگويد چون از جاجرم به قصد بجنورد در حركت آييم راه از سنخاص مىگذرد و سنخاص از انتهاى كوه « سنگتراشان » و ابتداى كوه « بهار » شروع مىشود و در شمال آن كوه صعلوك ( سعدلوك ) و طرف جنوب جبال جوين و جغتاى و اسفراين و سبزوار و نيشابور قرار دارد .