( 700 )
ص 146 ، سطر 17 : از اتفاقات برجى در سر نهر به حكم خديو و الا :
كشميشاف مىگويد نادر در آن برج زنگى بزرگ احداث كرده بود كه هر وقت ساكنين برج محتاج بكمك شوند با حركت ريسمانى كه زنگ به آن بسته شده بود زنگ را بصدا درآرند تا از لشكر بيرون كمك ببرج رسد . چون نادر پا به آن برج گذاشت سيدال افغان از دروازهء شمال غربى هرات بيرون راند و بعد از او دستهاى ديگر از همان دروازه خارج شد و هر دو به طرف آن برج ، كه مقر نادر بود ، پيش راندند .
قراولان مقيم در برج هشت نفر بودند ، نادر از تعداد قليل قراولان و جمعيت كثير خارج بهراس افتاد و با حركت ريسمان كمك طلبيد ، بر اثر صداى زنگ چند دسته از پيادهنظام نادر خود را ببرج رساندند و نادر را نجات دادند .
[ ص 147 ]
( 701 )
ص 147 ، سطر 1 : شيرفلك
[ شى ر ف ل ك ] ( تركيب اضافى ) . كنايه از برج اسد است . - آفتاب .
( از ناظم الاطباء ) .
( 702 )
ص 147 ، سطر 7 : تختسفر « 1 »
[ ت خ ت س ف ر ] ( اسم خاص ) . نام كوه كوچكى است در 4 كيلومترى هرات و در شمال پارك عمومى آنجا ، اين كوه بر دور نماى خرم و شاداب جلگه حوالى شهر هرات مشرف است .
( از قاموس جغرافيايى افغانستان ) .
[ ص 148 ]
( 703 )
ص 148 ، سطر 2 : منجلى
[ م ن ج لى ] ( اسم فاعل ) . روشن ، آشكار .
( از ناظم الاطباء ) .
( 704 )
ص 148 ، سطر 4 : ساقسلمان « 2 »
[ ساق س ل ما ن ] ( اسم خاص ) . نام ناحيهايست بشمال غربى هرات و بفاصله 9 كيلومترى آنكه بين 62 درجه و 14 دقيقه
هامش
( 1 ) - در قاموس جغرافيايى افغانستان در ذيل « كوه تخت صفر » اين نام با « صاد » و در ذيل هرات با « سين » ضبط شده ولى . در مراجع ديگر با « سين » آمده است .
( 2 ) - « قاموس جغرافيايى افغانستان » آن را « ساخسلمان » ضبط كرده و در روضة الصفاى ناصرى جلد دهم از سنگر نادرى در ساقسلمان بر كنار نهر نقره بحث شده است . نقشه جغرافيايى ايران ( ترسيمى دايرهء جغرافيايى ارتش ) آن را « سخسلمان » نوشته است .