تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
متشتتند « 1 » عالم‌آراى نادرى آن را « ترساخان » ضبط كرده ( صفحهء 119 چاپ عكسى روسيه ) و از قراء طژن « 2 » آورده است و نام ديگر آن را « قومى » ذكر مىكند . اجمالا ناحيتى است بحوالى مرز ايران و شوروى و در شمال شرقى خراسان . ( 692 )

ص 143 ، سطر 19 : استكانت

[ ا س ت كان ت ] ( مصدر باب استفعال ) « 3 » . فروتنى و خضوع كردن . ( از اقرب الموارد ) .

[ ص 144 ]

( 693 )

ص 144 ، سطر 12 : مضمار

[ م ض ما ر ] ( اسم ) . ميدان اسب‌دوانى . جاى رياضت دادن اسب ، ميدان جنگ . - مدت رياضت دادن اسب « 4 » - غايت اسب در سباق . ( از ناظم الاطباء ) .

[ ص 145 ]

( 694 )

ص 145 ، سطر 5 : زرتارى

[ ز ر تار ى ] « 5 » ( اسم مركب ) . زرى و پارچه‌اى كه نسج آن از زر باشد . ( از ناظم الاطباء ) . ( 695 )

ص 145 ، سطر 13 : پوچ‌كام

[ پو چ كام ] ( اسم خاص ) . لسترنج آن را كرسى جام در قرن چهارم مىآورد و نام آن را بوزجان « 6 » ذكر
هامش
( 1 ) - بعضى از نسخ « ترسخون » و بعض ديگر « ترخون » و بالاخره نسخ ثالثى « طرسخوان » ضبط كرده‌اند به نظر ضبط « طرسخوان » بفتح « سين » با ضبط « عالم‌آراى نادرى » مناسب‌تر است . ( 2 ) - طبق قرارداد 1881 ميلادى ايران و روس خط سرحدى تا مخرج كوه‌ها از دره تجن امتداد مىيابد . پس از آن خط سرحدى در سمت مشرق به دره تجن متوجه شده و قدرى جنوب‌تر از خرابه‌هاى قلاع كشوت قلعه ( كشاد قلعه ) به مجراى تجن متصل مىشود و بستر تجن را الى ذو الفقد كه اول نقطهء متصرفات افغانستان است متابعت مىكند . ( 3 ) - در ثلاثى مجرد آن بين اهل لغت و صرف اختلاف است بعضى آن را « اجوف واوى » و بعض ديگر « اجوف يايى » مىدانند . ( 4 ) - گويند مضمار اسب چهل روز است كه باسب علف مىدهند و سپس آن را به قوت اول برمىگردانند و اين مدت را ايام تعليف گويند . ( از ناظم الاطباء ) . ( 5 ) - ضبط از ناظم الاطباء ( 6 ) - امروز در تداول اهل محل « بوجگه » است و آثار خرابه آن نيز از دور مشهود مىباشد .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 618 | ميرزا مهدي خان استر آبادى