و فروجستن شاطران به جهت ورزش تعريف كرده است و نيز مشق راه رفتن بسيار را بر نهجى كه پاشنهء پاى بسرين برسد معنى ديگر آن آورده است و مىگويد ضبط ديگر اين كلمه [ ش ل ن گ ] است . اين معانى برهان قاطع با آنچه در جهانگشا قصد شده قابل تطبيق نيست زيرا در آنجا غرض ازين لفظ معنىايست كه مرادف معنى « شليك » است . فرهنگ آنندراج ذيل لغت « شلك » [ ش ل ل ك ] آورده : آواز چند بندوق است كه بيكبارگى سردهند اين لفظ تركى است . « فرهنگ دمزن » : شلك را بمعنى دهانهء توپ و تفنگ معنى كرده است . بىشك شلك همان شليك متداول كنونى است ولى دانسته نشد كه شلنگ در اين معنى بچه روى است به نظر « شلنگ » تصحيف يا سهو نساخ « 1 » در كلمهء « شليك » است .
( 471 )
ص 81 ، سطر 22 : محولات
[ م ح و - يا - و لا ت ] ( اسم خاص ) « 2 » . نام يكى از بخشهاى تابعهء شهرستان تربتحيدريه است بحدود زير : شمال و خاور : بخش حومهء رشخوار ؛ جنوب : شهرستان گناباد ؛ باختر : شهرستان كاشمر ؛ اراضى محولات از حاصلخيزترين اراضى تربتحيدريه است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران « 3 » جلد نهم ) .
[ ص 82 ]
( 472 )
ص 82 ، سطر 2 : فيضآباد « 4 »
[ ف ى ض عا با د ] ( اسم خاص ) . نام قصبهء مركزى بخش « فيضآباد و محولات » شهرستان تربتحيدريه است . - اين قصبه در جلگه واقع و آب و هوايش معتدل و سازگار است . « 5 »
هامش
( 1 ) - در « روضة الصفاى ناصرى » بكرات لفظ « شيلنگ » درين معنى آمده است .
( 2 ) - ضبط با فتح « واو » نيز براى آن شنيده شده است .
( 3 ) - فرهنگ جغرافيايى ايران اين نام را تحت « فيضآباد و محولات » ضبط كرده است .
( 4 ) - در خراسان دهكده بنام فيضآباد بسيار است و حتى در حدود ما نحن فيه نيز دو فيض - آباد وجود دارد كه مستبعد است بما نحن فيه بخورد زيرا يكى از آنها فيضآباد بخش قاين است كه در 45 كيلومترى جنوب خاورى قاين واقع ، و ديگرى فيضآباد بخش رشخوار شهرستان تربتحيدريه است كه در 28 كيلومترى جنوب باخترى رشخوار قرار دارد .
( 5 ) - شيروانى فيضآباد را قصبهء « نشان » و از توابع « تربت » ذكر مىكند .
( از بستان السياحة )