( 314 )
ص 41 ، سطر 18 : دهنه
[ د ه ن ] ( اسم خاص ) . نقطهايست در ده كيلومترى شمال مشهد بين چمن قهقهه و باغ خواجه ربيع .
( 315 )
ص 41 ، سطر 18 : خواجه ربيع
[ خا ج ر بى ع ] ( اسم خاص ) . نام يكى از مقابر مشهور مشهد است كه در ميان باغى بشمال مشهد قرار دارد .
فاصله اين باغ از دروازه نوقان مشهد شش هزار و هفتصد قدم و مدفن خواجه ربيع بن خيثم « 1 » - يكى از زهاد ثمانيه - در وسط آن است .
( از مطلع الشمس جلد دوم صفحهء 271 ) .
[ ص 42 ]
( 316 )
ص 42 ، سطر 15 : اسفراين
[ ا س ف ر ا ى ن ] ( اسم خاص ) « 2 » . اسفراين يكى از بخشهاى سهگانهء شهرستان بجنورد است كه در دامنهء كوه شاه جهان و شمال كوه هرده قرار دارد . حدود آن : شمال : بخش شيروان و بخش جرميه بجنورد ؛ جنوب : بخش جغتاى ؛ خاور : بخش صفىآباد ؛ باختر : شهرستان گرگان ؛ قسمتى از آباديهاى اسفراين در دامنهء كوه شاهجهان و تپه ماهورهاى اطراف آن قرار دارد « 3 » . فعلا اسفراين را چهار دهستان است .
1 - دهستان حومهء در ميان 2 - دهستان جاجرم 3 - دهستان سنخات « 4 » 4 - دهستان شقان . - اين دهستانها داراى 154 آبادى بزرگ و كوچكند .
به « فرهنگ جغرافيايى ايران » جلد نهم و كتاب « اسامى دهات و قراء اداره آمار » و « جغرافياى سياسى كيهان » رجوع شود .
[ ص 43 ]
( 317 )
ص 43 ، سطر 20 : بيات
[ ب يا ت ] ( اسم خاص ) . نام ايلى است كه يورت اصلى آنها در عراق بر سر راه بغداد و سليمانيه است . منشى بغدادى مىگويد : چون
هامش
( 1 ) - اعتماد السلطنه ازين قبر ديدن كرده و مفصلا در مطلع الشمس آن را شرح مىدهد .
( 2 ) - ياقوت مىگويد اسفراين را در قديم مهرجان مىگفتهاند ( معجم البلدان ) .
( 3 ) - حمد اللّه مستوفى مىگويد اسفراين از اقليم چهارم و طولش از جزاير خالدات « صا » و عرضش از استواء « لولج » است . شهر متوسطى است و در مسجد آنجا كاسه بزرگى است از روى ؛ دورش دوازده گز خياطى و از آن بزرگتر كاسه پيش ازين كس نساخته است . در شمال قلعهايست بنام « دزصعلوك » آبش از رودخانههاى قلعه و هوايش ناسازگار است .
( 4 ) - « نقشهء جغرافيايى ايران » ( ترسيمى ارتش ) و « سفرنامهء 1300 قمرى ناصر الدين شاه » آن را « سنخاص » ضبط كردهاند .