1 - دروازه شهر ( باب المدينه ) كه در جنوب باخترى مرو و بر سر راه سرخس قرار دارد .
2 - دروازهء سنجان كه بر سر راه حومه بنى ماهان و نهر اسعدى و در جنوب خاورى آن واقع است .
3 - دروازهء در مسكان كه در شمال خاورى واقع و از آنجا بماوراء النهر ميروند .
4 - دروازهء بالين كه در شمال باخترى مرو است . نهر رزيق از باب المدينه داخل شهر مىگردد و به چندين حوض مىريزد . در باختر اين نهر نهر ماجان است كه حومهء پهناور ماجان را مشروب ميسازد . در مرو دو مسجد است .
مسجد كهنه و مسجد نو - مسجد نو داراى ميدانى است كه هم محل فرمانفرماى مرو است و هم زندان شهر بدانجاست . در باختر نهر ماجان نهر هرمزفره جريان دارد كه تا انتهاى حومه مرو را مشروب مىكند . در اطراف آن خانه و محلاتى مىباشد كه بدستور حسين از امراى طاهريان ساختهاند . « 1 »
به « سرزمينهاى خلافت شرقى » و « بستان السياحه » و « حدود العالم » و « نزهت القلوب » و « معجم البلدان » و « سفرنامهء مرو » نسخه خطى كتابخانه ملى بشمارهء 1365 رجوع شود .
( 233 )
ص 27 ، سطر 3 : توطن
[ ت و ط ط ن ] ( مصدر باب تفعل ) . جاى گرفتن . ( از ناظم الاطباء ) . وطن اختيار كردن ، مسكن گزيدن .
هامش
( 1 ) - صاحب حدود العالم مرو را شهر بزرگ مىداند و نشست مير خراسانرا قبل از بخارا در مرو ذكر مىكند . او از قلعه مرو كه قهندز است ياد و بناى آن را بطهمورث نسبت مىدهد . حمد اللّه مستوفى مرو را از اقليم چهارم و طولش را از جزاير خالدات « صوز » و عرضش را از استواء « لزم » ذكر مىكند . او بناى كهندز ( قهندز ) مرو را بطهمورس نسبت مىدهد و ساختمان شهر آن را به اسكندر رومى منتسب مىكند . مسجد جامع مرو را از بناهاى ابو مسلم خراسانى مىداند و حاكم نشين كردن مرو را بدستور مأمون مىآورد - البته با چندين مرتبه تغيير يافتن - او انگور و خربزه عالى آنجا را مىستايد . از قرار قول مستوفى مرو به زمان او خراب بوده است .
رجوع به « نزهت القلوب » ( مقالهء سوم صفحهء 156 چاپ ليدن ) شود .