و وزغ كه در ازاى آن 12 سانتيمتر است . گويند اين حيوان به آتش ميرود و در آن زندگى مىكند .
( از ناظم الاطباء ) و بكلمهء « حربا » در « لغتنامهء دهخدا » رجوع شود .
( 227 )
ص 26 ، سطر 18 : بيهمال
[ بى ه ما ل ] ( صفت ) . بىهمتا ، بىشريك ، بىانباز ، بى - قرين ، بىمانند .
( از ناظم الاطباء ) .
( 228 )
ص 26 ، سطر 20 : قرقلو
[ ق ر ق لو ] ( اسم خاص ) . نام تيرهاى از ايل افشار است كه در خراسان و حدود درهگز فعلى سكونت داشتهاند .
به « تعليقهء مينورسكى بر تذكرة الملوك » و « عالمآراى عباسى » و كتاب « شير مرداتك » ص 52 رجوع شود .
( 229 )
ص 26 ، سطر 20 : اويماق
[ ا ى ما ق ] ( اسم جمع ) . تبار ، قبيله . ج : اويماقات :
كليد قفل جماع است زر ولى كوزر * سراغش از چه بلد گيرم و كدام ايماق . « 1 »
( ملا فوقى يزدى بنقل آنندراج ) .
[ ص 27 ]
( 230 )
ص 27 ، سطر 1 : كوپكان - يا - كوبكان « 2 »
[ كو پ - يا - ب كان ] ( اسم خاص ) . دهى است از دهستان ميانكوه بخش چاپشلو شهرستان درهگز ، واقع در 38 كيلومترى جنوب غربى چاپشلو ، بر سر راه عمومى قوچان بدرهگز . اين دهكده در ناحيهء كوهستانى قرار دارد و داراى آب و هواى سردسيرى است .
( از فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 9 ) .
( 231 )
ص 27 ، سطر 2 : طوس
[ طوس ] ( اسم خاص ) . آباديست بشمال غربى مشهد و از دو شهر « طوس بالا » و « طوس پايين » بمختصات زير تشكيل يافته :
هامش
( 1 ) - در آنندراج « ايماق » ضبط شده است .
( 2 ) - در بعضى از نسخ جهانگشا اين ده « كوبكاب » و « فرهنگ جغرافيايى ايران » « كپكان » ضبط نموده است . سايكس ازين محل ديدن كرده و عكس آن را در تاريخ ايران خود آورده است .