تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
فرسخا . « 1 » به « نزهت القلوب » و « معجم البلدان » رجوع شود . ( 101 )

ص 9 ، سطر 12 : معدلت

[ م ع د ل ت ] ( مصدر ميمى « عدل » ) . داد كردن ، دادرسى كردن ، عدالت . ( از منتهى الارب ) .

[ ص 10 ]

( 102 )

ص 10 ، سطر 1 : استكبار

[ ا س ت ك با ر ] ( مصدر باب استفعال ) . بزرگى نمودن از خود ، گردن‌كشى كردن ، بزرگ‌منشى كردن . ( از منتهى الارب ) . ( 103 )

ص 10 ، سطر 3 : تون

[ تو ن ] ( اسم خاص ) « 2 » . شهرى است بخراسان در 426 كيلومترى مشهد و 72 كيلومترى گناباد و دامنهء كوههاى كلات . حمد اللّه مستوفى آن را از شهرهاى اقليم چهارم ذكر مىكند كه طولش از جزاير خالدات « صب‌ك » و عرضش از خط استواء « لدك » « 3 » مىباشد . بنقل مستوفى اين شهر در زمان قديم بسيار آبادان بوده ولى بعهد او شهر متوسطى شده است و همو از خندق و حصار و باغهاى اين شهر و بخصوص خربزه شيرين تون شرح مفصلى مىآورد . اعتماد السلطنه بنقل قول از مسافرى بنام محمد مجدى مىگويد شهر تون بسبك شهرهاى چين ساخته شده است يعنى مدور با دو حصار و خندق عميق . به « فرهنگ جغرافيايى ايران » جلد نهم و « نزهت القلوب » و « مرآت البلدان » جلد اول رجوع شود . ( 104 )

ص 10 ، سطر 6 : قزلباش

[ ق ز ل با ش ] ( اسم خاص ) ، كلمه‌ايست تركى بمعنى « قرمزسر » و اين كلمه به صورت نام اطلاق به اتحاديه‌اى از هفت ايل تركمان مىشود بنام‌هاى زير :
هامش
( 1 ) - سيف الدوله سلطان محمد بن فتحعلى شاه بسال 1279 در سفر مكه خود ازين شهر ديدن كرده و از وضع خيابانها و كوچه‌ها و سنگفرش‌ها و زراعت و وضع اقليمى آن‌جا بتفصيل بحث مىكند . سفرنامهء مكه نسخهء خطى كتابخانهء ملى به شماره 761 . ( 2 ) - امروز اين شهر بنام « فردوس » است . ( 3 ) - طول شرقى آن 57 درجه و 10 دقيقه و عرض شمالى آن 34 درجه و يكدقيقه بمبدءهاى فرهنگ جغرافيايى ايران است .