2 - هيچ نيروى خارجى نبايد بقندهار فرستاده شود .
3 - منصب حكمرانى در خانواده او موروثى گردد .
اين پيشنهادها بر طبع افغانيان گران آمد و سرانجام به آنجا كشيد كه تا محمود پسر ميرويس با چهل تن از اتباعش عبد العزيز - عم خود - را بقتل رساند و حاكم قندهار شود .
براى اطلاع بيشتر بتاريخ « سايكس » و « سرجان ملكم » و « روضة الصفاى ناصرى » رجوع شود .
( 66 )
ص 5 ، سطر 16 : قيام ابدالىها و فرستادن فتحعلى خان
« 1 » تركمان را مرعشى بتفصيل آورده و سال واقعه را 1128 هجرى قمرى ذكر مىكند .
بصفحات 19 ، 20 ، 21 ، 22 « مجمع التواريخ » مرعشى رجوع شود .
( 67 )
ص 5 ، سطر 18 : عدت
[ ع د د ت ] ( اسم ) . استعداد ، آمادگى . ج : عدد [ ع د د ]
( از ناظم الاطباء )
( 68 )
ص 5 ، سطر 20 : ملتان « 2 »
[ م ل تا ن ] ( اسم خاص ) . بنابر قول قاموس الاعلام تركى ملتان ايالتى است بهندوستان ( پاكستان فعلى ) با حدود زير : شمال . « ديرهء اسماعيل خان » و « شاهپور » و « راولپندى » ؛ شرق : « لاهور » ؛ جنوب : « بهاولپور » ؛ غرب : « ديرهء غازيخان » ؛ - از گفتهء ياقوت و صاحب « حدود العالم » برمىآيد كه اين شهر در قديم بسيار آبادان و در پيش از اسلام بتخانهء آن معروف و قبلهء بتپرستان هندوستان بوده است . ياقوت مىگويد اين شهر بنام « فرج بيت الذهب » معروف و اين وجه تسميه بدان سبب است كه چون مسلمانها اين شهر را گشودند ضيق حال و قحطى بر شهر حكمروا بود ولى پس از فتح شهر طلا به
هامش
( 1 ) - يكى از كارهايى كه فتحعلى خان تركمان كرد اين بود : چون بمشهد مقدس رسيد ببهانه اينكه جنگ با ابدالى جهاد است دست در خزانهء حضرت رضا برد و مقدار زيادى از طلا و نقره و عود سوز و منقل را برداشت و از آن سكه زد و بنام خرج قشون به مصرف رساند و گفت پس از جنگ اصل رامع شئى زايد برخواهم گرداند . بصفحهء 27 « مجمع التواريخ » رجوع شود .
( 2 ) - قاموس جغرافيايى افغانستان از دهى در 6 كيلومترى غرب قريه هلوكابل ؛ از اعمال قندهار ، بنام ملتان بحث مىكند كه ملتان مذكور در فوق نيست .