براى انجام امر مصالحه بدربار عثمانى رفته بود ، در اسلامبول توقف داشت ، بانتظار وصول خبر از جانب مومى اليه مراحل مقصود بتأنى طىّ ميشد . و حكم همايون خطاب بسردار ايروان اصدار يافت كه متعرض رعاياى آن حد و سنور نگشته ، اسرائى كه از طرف روم بدست آورده مرخّص ساخته ، بسرعسكر قارص مراسله و با او از در ارتباط درآيد .
سردار مزبور بموجب فرمان عمل نموده ، سرعسكر مشار اليه در جواب نوشته بود كه از مقدّمات صلح در پيش من خبرى نيست و من از دولت عثمانى مأمورم كه صفى ميرزا را برده در ايران متمكّن سازم . بعد از آنكه جواب سرعسكر معروض سدّهء خلافت گرديد . اعلام شد كه آمدن او موجب تصديع او ميگردد ، مهمانپذير باشند كه عنقريب رايات همايون بشوق ملاقات او و صفى ميرزاى مجعول وارد آن حدود خواهد گرديد . پس به اين عزم رايات نصرتآيات نهضت بجانب قارص افراخته شد ، و در عرض راه خبر گرفتارى سام ، كه از محاربهء شيروان فرار نموده بود ، رسيد .
[ گرفتارى سام بعد از فرار از محاربهء شيروان ]
توضيح اين مقال آنكه : بنهجى كه در طى واقعات سال قبل مذكور شد ، « 1 » سام بعد از واقعهء شيروان ، كه شكست يافته منهزم شد ، اراده داشت كه نزد گيواميلاخور گرجى بمحال گرجستان رود . طهمورث خان مطلع شده در درّهء آخكلك 1359 سر راه بر او گرفته ، در بيست و چهارم ذيقعدة الحرام او را با چند تن زنده دستگير كرده ، مقيّدا بقلعهء قراقلخان فرستاده و اين مراتب را بعرض اقدس رسانيد .
مقرّر شد ، كه يك چشم سام را كور كرده « 2 » او را با چند نفر گرفتاران روميّه نزد احمد پاشاى سرعسكر بقارص و آخسقه بفرستند ، و چون صفى ميرزا نيز در نزد اوست برادران مجعول يكديگر را ديدن نمايند . بعد از ورود رايات نصرتآيات بحدود كورى 1360 گرجستان مقدمهء شكست روميهء معروض سدّهء سينهء اقدس شد ، و حقيقت آن برينمنوال است كه بعد از آنكه همّت اولياى دولت
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « چنان كه در وقايع سال قبل گذشت . »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « نابينا كرده »