تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
و تمامى حاصل و غلات آن نواحى را به مصرف رسانيدند ، و چون منظور آن بود كه در بردع قشلاق واقع شود كسان ساعى معين گشتند كه در حوالى بردع در مكانى ، كه از حيثيت آب و علف امتياز داشت ، چند هزار دست خانه و سراى مرغوب از نى و چوب ترتيب دهند و خود از راه آقجه‌قلعه 1364 و قزاق عازم گنجه و بردع و در ابتداى ذيقعدة الحرام وارد مقامى كه براى قشلاق تعيين شده بود ، گرديدند . بعد از چند روز كه دواب آرام گرفتند ، چون تنبيهء لكزيهء داغستان نصب العين ضمير بود ، با وصف اينكه زمستان اشتداد داشت در بيست و دوم ذيقعدة الحرام با فوجى از غازيان سباى بجانب داغستان توجّه فرمودند ، از جسر جواد عبور ، و همه جا دو منزل يكى ايلغار نموده ، در ششم ذيحجة الحرام از دربند گذشته ، و غازيان را چهار دسته كرده از چهار جانب چپاول انداختند . تمامى آن طايفه را كه باطمينان خاطر در آن نواحى بودند و حركت موكب و الا را در چنان فصلى ، كه آب در شكم ماهى يخ مىبست * « 1 » و عين شدت زمستان بود * « 2 » به اين كيفيت تصور نميكردند ، تاخت و غارت كرده دواب و اغنام فزون از حساب و شمار بدست آوردند . بعد از آنكه سه چهار روز مشغول كسيب 1365 و تاخت و تاز اطراف بودند ، تمامى روساء و سركردگان داغستان وارد درگاه سپهربنيان شده پيرايه‌پوش خلاع عفو و احسان گشتند . * آرى تا متحمل اين قسم مصائب نشوند و خود را سپهرسان بىآرام نسازند ، افسر از فغفور و قيصر نتوانند برداشت و تا پاى در طريق طلب ننهند محبوبهء ملك را عبث در آغوش مراد نتوانند كشيد . * « 3 » القصه بعد از عيد اضحى حركت بجانب دربند كرده ، و امور آنجا را انتظام داده از راه طبرسران عازم بردع ، و در پنجم محرّم وارد مقرّ دولت شدند ، و بيست روز ديگر آن مكان مضرب سرادقات عز و شأن گشته ، چون آب و علف سمت شمالى رود كر
هامش
( 1 ) - نسخهء « ح » عبارت « و آتش در مجمر برف ميشد » را اضافه دارد . ( 2 ) - در نسخهء « ح » و « و » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد . ( 3 ) - در نسخهء « و » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .