كوسه احمدلوى افشار را بسردارى ، و تقى خان را مجددا بايالت فارس تعيين و روانه ، و مشار اليهما مدّتى در آن سمت بسر برده كار را بيشتر مختل كرده بودند .
لهذا محمد حسين خان قرقلوى امير آخورباشى را كه از سفر ايلچيگرى روس برگشته و در درگاه معلّى ميبود ، بسردارى تعيين و بچاپارى روانه و كلبعلى خان و تقى خان را بدربار سپهراقتدار طلب فرمودند .
بعد از ورود محمد حسين خان بعمّان 1354 چون تقى خان قشونهاى فارس را به خود متفق ساخته ، خيالات باطله پيشنهاد خاطر كرده بود . جمعى از سركردگان باغوا و تمهيد بر سر كلبعلى خان ريخته او را از پاى درآورده ، و درصدد گرفتن محمد حسين خان برآمدند . محمد حسين خان از اين معنى واقف و خايف گشته بر كشتى نشسته ، خود را بساحل نجات رسانيد ، و از آنجا بشيراز آمد . تقى خان نيز با جمعيّت خود عازم شيراز گشت . محمد حسين خان خود را بيكطرف كشيده ، حقيقت حال را معروض سدّه سپهر تمثال ساخت .
تقى خان وارد شيراز شده ، رايت عصيان برافراخت . از موكب همايون جمعى باعانت محمد حسين خان و تنبيه تقى خان مأمور گشتند . تقى خان بعد از آنكه چندى بقلعهدارى پرداخت عاقبت دستگير شد و نزهتكدهء عشرتطراز شيراز بشآمت اعمال او مورد قتل و نهب و اسر گرديد ، و مقرّر شد كه او را خنثى و از يكچشم كور كرده 1355 بدرگاه معلى آورند و اولاد او را ، كه در اصفهان ميبودند ، بقتل رسانند . مأمورين بر طبق فرمان عمل نموده او را مقيّد به پيشگاه حضور رسانيدند . 1356
در بيان شورش استراباد و نهضت موكب ظفرنشان بجانب آذربايجان بعون عنايت ملك منان
رايات نصرتآيات در پانزدهم شهر ذيحجّه الحرام از شهروان بغداد بعزم آذربايجان حركت كرده ، بعد از ورود بحوالى ماهيدشت كرمانشاهان بعرض