وارد و شرفاندوز تقبيل عتبهء عليّه شاهنشاهى و بعنايت خديوانه مباهى گشته ، رخصت انصراف يافت . از آنجا رايات جهانگشا بجانب مرو نهضت فرموده ، در مرو نياز محمد خان ، والى بلخ ، با حاكم اندخود و اكابر و اعيان آن مملكت حسب الامر اقدس جبههساى نياز ، و در باب ضبط و ربط امور ملكى اوامر عليّه صادر شد ، و پس از ارشادات بهيّه از موقف اعلى مرخص گرديدند .
موكب و الا از راه كلات و مياب و كوپكان ، كه مسكن قديم آن حضرت است ، متوجّه مقصد گشته ، بعد از ورود بكلات هرچند سابقا به حكم همايون عمارات عاليه و ابنيهء رفيعه « 1 » ترتيب يافته بود ، مجددا طرح بازار و چارسوق و مسجد و رباط در آن مكان ريخته ، فرمان اعلى نافذ شد كه كاركنان در اتمام آن سعى جميل « 2 » بظهور رسانند . از آنجا بيگلربيگى و عمال بخيوهآباد تعيين و براى هريك از سكنهء آنجا ، كه پيشتر اسراى خيوه بودند ، سررشتهء معيّن و امور آن ولايت را منتظم فرمودند و از راه عشرتآباد خبوشان وارد رادكان و چند روزى بسير نزهتسراى آن مكان پرداخته ، در اواخر شوّال وارد ارض اقدس و شرفاندوز طواف آستان ملايك مطاف پادشاه كشور ولايت و امامت و ارتضاء سلطان ابو الحسن على بن موسى الرضا عليه و على آبائه التحية و الثنا گشتند . چون بعد از فتح هندوستان ، قنديل مرصّع مينا ، كه برقبّه مينايى مهر و ماه طعنه ميزد ، و همچنين بعد از فتح و تسخير تركستان ، قفل طلاى گوهرآگين مرصّع ، كه بجواهر ثمين ترتيب يافته بود ، نذر روضهء رضيّه مقدّسه رضويّه كرده بودند ، وضع هريك را در مكان موضوع له فرمودند .
و از وقايع ايّام توقّف اينكه : قبل از ورود كوكبهء و الا بارض اقدس فرستادهاى از جانب پادشاه والاجاه هندوستان با اخلاص نامه و تحف و هدايا و چند زنجير فيل آمده ، در ارض اقدس توقّف داشت . بعد از چند روز بار
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « بناهاى عالى »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « بليغ »