نهاد قلعگيان برانگيختند . چون آن طايفه خود را بجاى آب در بحر آتش غوطهور ديدند ، هنگام عصر طالب امان و با كليد قلعه وارد درگاه سپهربنيان شدند ، و مورد عفو و احسان گشتند . پس حضرت ظلّ اللهى چهار هزار اوزبكيّه كارى و جوانان اعتبارى قلاع خمسهء خوارزم را سان ديده انتخاب ، و ملازم ركاب نصرت انتساب ساخته ، بخراسان مأمور و محصلان شديد از مكهن جلال تعيين ، و تمامى اسرا را ، كه در عهد سلف از ولايت خراسان برده بودند ، ذكورا و اناثا جمع كرده ، بهريك از خويشان و اقرباى ايشان كه حاضر بودند سپردند . همچنين جمعى از طايفهء روسيه كه سابقا گرفتار قيد اسار اوزبكيّه شده بودند ، با زاد و راحله روانهء مقصد ساختند . عدد اسراى خراسان به همه جهت دوازده هزار ميشد كه از آن جمله چهار هزار نفر از آنها در قلعهء خيوه ميبودند ، حضرت ظلّ اللهى باركش و دوابّ به جهت ايشان مقرّر و جيره و مأكول در وجه ايشان معيّن ، و ايشانرا روانهء خراسان ساختند . در قلعهاى چهار فرسخى ابيورد ، كه در موضعى موسوم به چشمهء خلجان « 1 » 1277 كه بمعمارى همّت بلند و سركارى نيّت ارجمند آن حضرت احداث شده بود ، سكنى داده ، قلعهء مزبور را به خيوهآباد 1278 موسوم كردند . و چند روز بانتظام امور خوارزم و انجام مهامّ آن ولايت پرداخته ، چون گذاشتن لشكر زياد نزد والى باعث تحميل بر سكنه و اهالى ميشد ، لهذا تمامى رؤساى خوارزم متعهد تقديم خدمات آن ولايت و * متقبل اداى ايلى و اطاعت گشته ، * « 2 » خديو بيهمال نيز والى را با معدودى در آن مملكت گذاشته ، در هفدهم ماه صيام از خيوه حركت و صرف زمام نصرت فرجام كرده ، در چهارم شوّال وارد چارجو شدند . بعد از ورود الويهء منصور بچارجو ، حكيم بىاتاليق ، كه مدار اليه و معتمد شاه ابو الفيض خان بود ، از جانب شاه افراسياب جاه با عريضهء و پيشكش
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ب » : « خليجان »
( 2 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره چنين است : « و قبولى ايليت كرده . »