تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
از سوانح امور اينكه : باراجيف حكم نهب قلعه در ميان اردو منتشر گشته ، فوجى از رجّاله و ساير الناس اردوى « 1 » همايون ، خودسر بجانب قلعه شتافته ، آهنگ تاراج خانقاه كردند . اين مراتب معلوم رأى جهان آراء گشت ، سى نفر از مرتكبين را در درب كشيكخانه به حكم و الا گردن زدند . چون سابق برين ايلبارس به قزّاق 1275 و آرال 1276 كس فرستاده و استمداد كرده بود ، ابو الخير خان والى قزّاق با فوجى از قزّاقيّه و اوزبكيّهء آرال بقلعهء خيوه ، كه دار الملك ولايت خوارزم مىباشد ، وارد گشته و چون حال را برين منوال ديد ، عريضهء اخلاص‌آميز مشعر بر اظهار اخلاص‌مندى و بندگى و وفاق مصحوب چند تن از كسان خود روانهء خدمت خديو آفاق نمود . بعد از ارسال عريضه و آدم ، خود فرصت جسته و چون بخودسرى درآمده بود اطاعت و فرمانبردارى را فوق طاقت دانسته ، توسن گريز را بمهميز انصراف زده و مضمون « الفرار - مما لا يطاق من سنن المرسلين » را خوانده ، بجانب قزّاق شتافت . اين خبر كه بسمع اقدّس رسيد رايات جهانگشا به سمت خيوه حركت نموده ، چون قلعهء مزبور بمتانت مشهور و در آن قلعه اوزبكيّه را ذخيره و جمعيّت موفور بود ، اوزبكيّه پيش از وقت تيزدستى كرده ، اطراف قلعهء را آب بسته ، به اعتقاد خود راه را بر غازيان جلادت‌پرور ، كه از درياى آتش روان‌تر از آب و تندتر از صرصر مىگذشتند ، مسدود كرده ، ابواب مخالفت گشودند . پس خارج قلعه مضرب خيام سپهر احتشام گشت و اطراف قلعه محصور ، و مقرّر شد كه نهرها حفر كرده آب را در كنار قلعه بصحرا جارى سازند . مأمورين آنجا بانجام اين كار دامن همّت بر ميان زده ، در عرض سه روز اطراف قلعه را مانند كام مرام قلعگيان خشك ساختند . بعد حواله‌هاى گردون شكوه انجام يافته ، روز چهارم گلولهء توپ و خمپاره را از چار سمت بر قلعه فرو ريختند ، و دود از
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « اوغاد الناس لشكر . »