دشمن بود ، مشحون گشته ، از روى آب آمويه روانهء حدود خوارزم ، و كوكبهء و الا روز پنجشنبهء بيست و هشتم ماه كوچ بر كوچ عازم مقصد گرديد . در سيزدهم ماه شعبان موضع مشهور به دوهبوبنى « 1 » 1271 ، كه ابتداى معمورهء خوارزم است ، مضرب سرادقات دولت گشت . چون ايلبارس و اهالى خوارزم پيش از وقت تمامى اوزبكيّه و تركمانيّهء دشت خوارزم و آرال را جمع ، و در قلعهء هزار - اسب ، كه تا دوهبوينى سه فرسخ مسافت داشت ، مستعد جنگ و مهيّاى قتل گشته بودند ، دو روز در دوهبوينى مكث واقع شد ، تا شايد ايلبارس از قلعه پا بعرضهء جنگ گذارد ، ولى اين امر صورت نگرفت . آخر الامر آن حضرت دوهبوينى را قورغان ساخته ، كشتيها و ذخائر زائد و آغروق اردو را در آن منزل گذاشته ، روز شانزدهم بجانب هزار اسب 1272 نهضت ، و نيم فرسخى قلعه را مقرّ اردوى رزمجوى فرمودند در آنجا معلوم شد كه ايلبارس پاى جلادت پس كشيده ، سر قلعهدارى پيش آورده است « 2 » * چون قلعهء مزبوره مشتمل بر خاكريز محكم و حصار استوار و مستحكم ، و آب امويه اطراف آن را احاطه داشت * « 3 » ، و يورش بردن بچنين قلعهء دور از حزم ميبود ، لهذا خديو كشورگير به كار قلعه نپرداخته ، روز ديگر لواى جهانگشا را بجانب خيوه ، كه تختگاه ولايت خوارزم و وسط مملكت بود ، نهضت دادند ، تا شايد اين معنى سلسله جنبان حركت ايلبارس گردد . بعد از آنكه كوكبهء مسعود يك منزل حركت كرد ، ايلبارس نيز از هزار اسب برآمد ، و از كنار آمويه عازم آن سمت شد . هرچند كه از استيلاى خوف از كنار آمويه دور نگشته جرأت مقابله نمىكرد ، اما طايفهء يموت و تكه و باقى تركمانيّهء آن ولايت ، كه از كمخردى بزيادهسرى معتاد بودند ، بعزم دستبازى پاى جرأت پيش گذاشتند . آن حضرت ميمنه و ميسره و قلب و قول
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ب » : « ديوهبونى » در نسخهء « و » : « ديونوسى » . ر ك . تعليقات .
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « ايلبارس ميل بقلعهكشى دارد . »
( 3 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره چنين است : « چون قلعه مزبور در ميان آب آمويه بود . »