مقصد گشته ، بتنبيه سركشان آن نواحى پردازد و بصوبهداران كابل و هند و حكّام آن ولايت فرامين مطاعه صادر شد ، كه بدستور سابق در شغل خود بوده ، تابع امر و نهى سردار باشند ، و مقرّر شد كه زكريا خان صوبهدار لاهور و ملتان از آن طرف آب اتك ، و سردار مذكور از اين طرف باهم برسم اعانت ، طريق موافقت مسلوك داشته ، آنچه متضمن خيريت دولتين عظيمتين باشد به عمل آورند .
در بيان توجّه موكب اقدس به سمت خوارزم و تسخير آن ديار بقوّت بازوى عزم .
چون در ازمنهء سابقه ، سرحدات خراسان اكثر اوقات دست فرسود تطاول و پامال تصاول 1267 جنود اوزبكيّه و تركمانيّه خوارزم شده ، و آن ولايت خراب كردهء آن گروه ، و قصد قصاص و انتقام از آن جماعت مكنون ضمير خديو داراى شكوه مىبود ، خصوصا در اين اوان كه ايلبارس 1268 و اهالى آنجا در غيبت موكب همايون سر از گريبان زيادهسرى برآورده ، قدم بحدود خراسان گذاشته بودند . « 1 » همّت و الا نهمت بتسخير و تدمير 1269 آن ملك كمال تعلّق داشت . « 2 » بعد از انتظام مهامّ تركستان در شانزدهم ماه رجب ، موكب فيروزى حسب ، از خارج بخارا كوچ كرده ، منزل به منزل عازم خوارزم ، و بعد از ورود به خواجه قلعه سى 1270 ، كه تا سرجسر دوازده فرسخ فاصله داشت ، بانهاء مستحفظان بمسامع عليّه رسيد كه تمامى تركمانيهء خوارزم بسركردگى محمد على خان اوشاق با اوزبكيه آنجا اتفاق كرده ، با جمعيت و استعداد وارد شش فرسخى چارجو شدهاند . خديو بلنداختر ، بمجرّد رسيدن اين خبر ، بنه و آغروق را مقرّر ساختند كه كوچ بر كوچ متعاقب روانه شوند ، و خود با فوج منصور هنگام شام سواره راهنورد وادى ايلغار گشته ، از جسر عبور و آن روز بانتظار گذشتن افواج قاهره در ناحيهء چارجو توقّف ، و روز ديگر ، كه بيست و يكم ماه مزبور
هامش
( 1 ) - نسخهء « ح » كلمهء « چون » را در اينجا اضافه دارد .
( 2 ) - نسخهء « ح » كلمهء « لذا » را در اينجا اضافه دارد .