بيرون مىآمدند . ظهير الدوله ابراهيم خان سپهسالار آذربايجان به حكم و الا عازم تنبيه ايشان گشته ، اوّلا شعشعهء سيف درخشان غازيان سايهپرداز هستى اهل سقناق و مساكن ايشان از اخگر شور و شر احتراق يافته مغلوب گشتند .
ثانى الحال جمعى از ايشان كه فراز كوه را كمينگاه كين و قرارگاه تفنگچيان گزين ساخته بودند ، از اطراف آغاز جنگ و وسعتكده رزم را بر دليران كارآزما تنگ « 1 » ، و ابراهيم خان به حكم قضا هدف گلولهء تفنگ شد .
پس وهن و قصور ازين قضيه پرشور بر بنيان عزم ملوكانه راه نيافته ، امير اصلان خان قرقلو را به ايالت آذربايجان و صفى خان بغايرى را ، كه سردار گرجستان بود ، بسردارى آذربايجان تعيين و مقرّر فرمودند ، كه با عساكر آنسمت به قدر امكان بتنبيه و تأديب آن طايفه و محافظت آن نواحى پرداخته ، منتظر انصراف موكب همايون باشند . در پانزدهم ماه فرخنده فرجام صيام پرچم اعلام نصرت فرجام بجانب شاه جهانآباد اهتزاز يافته ، امر همايون بعزّ صدور مقرون شد ، كه رود اتك 1175 را جسر متين بسته ، افواج قاهره چند روز فوج فوج از آن جسر كهكشانشأن گذشته ، موكب منصور نيز متعاقب عبور كرد . اگرچه تا حال معلوم نزديك و دور نگشته كه در هيچوقت از رودخانهء پنجاب بدون سفينه و كشتى عبور ميسر باشد ، امّا براهنمايى قائد اقبال خسروى ، در هريك از رودخانهها ، كه نمونهء بحر زخّار و شعبهء درياى خونخوار بود ، معبر و گذر پيدا كرده ، سواره و دواب بابار و اسباب از آب گذشته ، پنج شش هزار كس از سپاه لاهور 1177 كه در آن طرف آب وزيرآباد 1176 ، بسركردگى قلندر خان قلعهء كاخهسر 1178 را مأمن عافيت ساخته ، رايت خودسرى افروخته بودند ، قراولان موكب همايون بمدافعهء ايشان پرداخته در اساس قرار آن مشت خاشاك ، كار سيل بىامان كرده ، موكب و الا نيز متعاقب از
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « عرصهء كارزار را بر شجاعان تنگ »