باسم ناصر خان عز صدور يافت . ناصر خان بملاحظهء پاس حقوق آن دولت ابدپيوند ، راه امتثال بر فرمان همايون بسته ، بمروحه جنبانى دامن تحريك بتيز كردن آتش جنگ پرداخته ، بعلاوهء اين مغنى بيست هزار كس از خيبر 1172 و پيشاور را در ناحيهء جمرود 1171 اجتماع داده ، بمحافظت دربند خيبر اشتغال ورزيده ، دوازدهم شهر مزبور منزل موسوم به ريگاب 1173 مضرب سرادقات انجم اوتاد مجره طناب گشت ، و بنه و آغروق را در موكب نصر اللّه ميرزا گذاشته ، خود طرف عصر از راه مشهور به سرچوبه « 1 » 1174 كه كوه بسيار بلند و راه بس صعب و دشوار بود ، با فوجى از غازيان جرار و دليران نيزهگذار ، سباى و جريده بعزم تنبيه ناصر خان ايلغار ، و صبح روز ديگر ، كه دو ساعت از روز گذشته بود ، سى فرسخ راه طى كرده از بيراهه بسر وقت آن جماعت رسيدند . ناصر خان از آمدن طليعهء همايون خبردار گشته بتهيهء جنگ برخاسته و صفوف لشكر را آراسته ، پيشتازان سپاه جلوريز بر قلب ايشان ريخته ، در طرفة العين سلك جمعيت ايشان را پراكنده ساخته جمع كثير عرضهء شمشير ، و ناصر خان با جمعى از رؤساى هنديه زنده و دستگير گشته ، بقيه راه فرار پيش گرفتند . تمامى اردوى و اسباب ناصر خان و لشكريانش بحوزهء تصرف دليران انتقال يافت . بعد از سه روز كه آن مكان مقرّ كوكبهء فيروز بود ، بنه و آغروق نيز بموكب و الا پيوسته ، متوجه پيشاور شده ، آن ملك دلگشا و عرصهء نزهتپرور ، از پرتو ماهچهء الويه ظفر رشك هاله قمر گرديد .
سانحهء ملالافزا كه در پيشاور معروض سمع خديو دارا افسر گرديد اينكه :
چون جماعت لكزيه جاروتله ، كه در البرز كوه سكنى دارند ، بنابر آنكه مساكن ايشان مشتمل بر كوهستان و جنگل پردرخت و راههاى بسيار صعب است ، باستظهار جا و مكان بعضى اوقات از در نافرمانى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « سهچوبه »