تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
محمد خان بيگلربيگى مدّتى با او بمدارا عمل كرده ، چون دانستند كه به ناخن كافر نعمتى سر زياده‌سرى مىخارد و تا بدستيارى اقبال ابد پايدار او را گوشمال ندهند پا به راه ادب نميگذارد ، * او را بحسن تدبير بقلعهء هرات برده و با هشتصد نفر از كسانش گرفته * « 1 » محبوس كردند . ولدان دلاور ، كه در اوبهء شاقلان مىبودند ، بمحض استماع اين خبر كوچ و بنهء او را با اهل و اتباع برگرفته به سمت غرجستان 1075 فرار كردند . در حينى كه موكب و الا مشغول محاصرهء بغداد بود ، دلاور را به حكم اقدس بدرگاه معلّى آوردند و ايل او را كه از هزار خانوار بيشتر در دست بود به خبوشان روانه ساختند . بعد از ورود مشار اليه بموكب همايون ، حضرت ظلّ اللهى بنا بملاحظهء حقّ سبقت خدمت كه در آمدن بركاب فيروزى مآب داشت ، او را مورد بخشايش ساخته و مشمول نوازش فرموده ، تشريف خاص و اسب مكمّل با زين و يراق طلا به او عنايت كرده ، رخصت مراجعت دادند . مشار اليه متعهّد شد كه در ازاء اين مواهب بعد از ورود به هرات كس فرستاده تا كوچ و اولاد خود را آورده ، در هرات سكنى گزيند . هرچند كه از خط جبين او نقش تسويلات درونش معلوم و خوانا بود ، ليكن از براى اينكه بر ظاهربينان عالم صورت ، كه از كنه معانى بىخبرند ، حالت آن تيره‌درون روشن گشته وقوع آن نوع سلوك را حمل بر نقص مروّت نسازند « 2 » ، بسردار و بيگلربيگى مقرّر فرمودند كه آنچه از مال او بمعرض تلف درآمده باشد ردّ كرده ، او را با تمام ايل او ، كه در هرات و خبوشان باشند ، مرخّص سازند كه روانهء غرجستان گردد . مشار اليه بموجب فرمان عمل كرده ، دلاور نيز بىمضايقه كوچيده با ايل و اعوان روانهء غرجستان گرديد . در آنجا او دست از آستين جرأت و سر از گريبان
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره چنين است : « لهذا او را با هشتصد نفر از كسانش گرفته . » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « ليكن از بهر آنكه ظاهربينان بىخبر حال او را عمل بر نقص مروت نسازند . »