غنچه جيب و بغل را از شارهاى سرخ و سفيد آن انجمن پر زر ساختند .
بعد از انقضاء مجلس ، كه هنگام شگفتن گلهاى ارديبهشت دولت و آرايشگرى بستان نزهتبنيان سلطنت عليا بود ، تيمّنا استفتاح كار و افتتاح سخن بتدبير و تسخير قلعهء قندهار فرموده ، افاغنهاى را كه بلديّت و استحضار داشتند احضار و مكنون خاطر اقدس را اظهار ، و كيفيت منازل و آب و آذوقهء معابر را استفسار ، و رؤساى لشكر را مأمور تهيه و تدارك آن سفر خيريتاثر فرمودند .
چند روز كه از اشغال جهانبانى فراغ روى داد ، بارگاه فلكاساس سلطانى را ، كه نقش بديع طبع ميمنتقرين بود ، همدوش خيمهء زرنگارگون فلك نموده ، آسمان ديگرى بر روى زمين افراختند و چرخ اعظم را ، كه حاوى اين نيلگونقباب بود ، محوىّ آن خيمهء كهكشان طناب فرموده و رصدبندان اخترشناس را از تعدّد فلك اطلس در شبههء حيرت انداختند . * با وصف اينكه شرب شراب مخالف مشرب آن جناب بود ، در آن چند روز برسم تفنّن و آبگردش هر روز در آن بزم سپهر بسطت بگردش اقداح راح ريحانى پرداختند . * « 1 »
نظم :
در سراى مغان رفته بود و آب زده * نشسته پير و صلائى بشيخ و شاب زده
سبوكشان همه در بند گيش بسته كمر * ولى ز چتر كله چتر بر سحاب زده
شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده * عذار مغبچگان راه آفتاب زده .
صحراى مغان چون سراى مغان نشأةخيز و طبع جوانان « 2 » چون
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
( 2 ) - در نسخهء « خ » : « خوبان »