دم پير ميخانه نشاطانگيز گشت . در دوّم ذيحجة الحرام آن سال فرخندهفال ، رايت نصرت اشتمال بعزم تسخير قندهار از جولگاى مغان در اهتزاز درآمده از گرمرود 1069 و هشترود 1070 اردبيل ، كه بوفور آب و علف اشتهار داشت ، روانهء قزوين و نامه همايون بعزّ نفاذ پيوست كه ابراهيم خان در منزل قراچمن 1071 ، كه از توابع محال گرمرود است ، با سپاه آذربايجان بموكب فيروزىنشان ملحق شوند .
بعد از ورود به قراچمن ظهير الدوله ابراهيم خان نيز سعادتاندوز خدمت گشته ، چون طائفهء به لباس ، كه متعلق به خاك روم است ، فزون از حدّ و قياس مصدر حركات زشتاساس شده بودند ، فوجى از حكّام كرام و سپاه انجم احتشام را بسركردگى « 1 » شاهزاده نصر اللّه ميرزا و جناب ظهير الدوله از راه ساوجبلاغ مكرى برسم سباى بتاخت آن جماعت مأمور ساخته ، مأمورين در عرض دو شبانروز چهل فرسخ راه طىّ كرده وارد مسكن آن جماعت گشته ، هزار نفر از آن طائفه را ، كه فرصت فرار نيافته بودند ، تاخت بليغ كرده ، بر احدى ابقا نكردند و بقيّهء ايشان در موضع مشهور به تركش 1072 ، من اعمال مكرى ، سر كوه را سقناق نموده دست بر تركش جلادت زده مهيّاى مدافعه گشتند . دليران نصرت - قرين از اطراف كوه يورش برده سقناق ايشان را ، كه مكان بسيار صعب بود ، بتأييد يزدانى در كمال آسانى بحيطهء تصرّف درآورده ، هزار نفر بيشتر از ايشان با دو نفر سركردهء معتبر آنها را عرضهء شمشير تيز كرده ، تتمّه خود را بقلل جبال كشيده فرار نمودند . ابراهيم خان با عسكر آذربايجان روانهء تبريز و شاهزاده مرتضى قلى ميرزا ( - نصر الله ميرزا ) با قشون ركابى عازم موكب و الا گشته ، در روز ورود كوكبهء همايون بدار السلطنهء قزوين * عشرتقرين * « 2 » باردوى ظفرآيين پيوست ، و از اخبارات مسرتافزا كه در خلال اين احوال معروض سدّه سپهر تمثال شد ، مقدّمهء فتح بحرين بود .
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « فوجى از فرماندهان لشكر فيروزىاثر را بسركردگى . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » و « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .