همداستان و نفاقانديش اين آستان گشته ، طايفهء كعب 911 و بنى تميم حوالى دزفول را غارت و افشاى اين شرارت كردند . كار سردار حويزه نيز معلوم نبود بكجا منجر شود ، لهذا از راه باغساى « 1 » 912 لواى گيتىگشاى اهتزاز يافته ، بعد از ورود به قلعهء بيات بنه و آغروق را روانه دزفول و جمعى را بر سر شوشتر تعيين كرده ، خود با فوجى از دليران از راه بيان 913 « 2 » بجانب حويزه شتابان گشته ، روز ديگر طرف صبح وارد حويزه گشته ، محمد حسين خان سردار را ، كه تا آن زمان گوشهء كلاه جلادت برشكسته در ميان قلعه نسبت باعراب مطيع تركتازى مىكرد ، بتنبيه فارس آل كثير ، كه در قلعهء خود تحصّن و در مقام مخالفت تمكّن داشت ، مأمور ساخته ، سه روز در آن مكان بنظم مهمّات پرداخته ، عطف عنان بجانب شوشتر فرمودند . در عرض راه خبر رسيد كه اهالى شوشتر از وصول خبر توجّه موكب همايون بششدر حيرت افتاده ، جز اطاعت چاره نديدهاند . پس خديو ارجمند وارد آن قلعهء سپهرپيوند گشته ، روز ديگر كه سلطان سيّارگان در خلوتسراى افق به لباس سرخ و شفق جلوه آرا گرديد و در صندلى فيروزفام فلك قرار گرفت ، فرمان قهرمان قهر بقتل ابو الفتح خان و تاراج شهر صادر گشته ، بعد از غارت شوشتر و قتل آن خيرهسر ، حاكمى از رؤساى خراسان به آن ولايت تعيين ، و چون طايفهء بختيارى ، به نحوى كه ايمائى به آن شد ، در كوهستانات بخودسرى سر برآورده بودند . بابا خان بيگلر بيگى فيلى را با حكّام اردلان و همدان و كرمانشاهان و بيست و چهار هزار نفر ملازم ايلجارى ، و بتنبيه آن طايفه مأمور كرده ، از راه دهدشت ، كه دار الملك كوهگيلويه است ، متوجّه شيراز شدند . بنه و آغروق را در رامهرمز گذاشته مقرّر داشتند ، كه منزل به منزل متعاقب موكب منصور
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ب » و « و » : « باغبانى » و در نسخهء « د » : « باغبان »
( 2 ) - در نسخهء « ب » و « و » : « بيابان » .