از پرتوى آن خورشيد تابان كم گشته ، پس افواج نصرتپژوه را فوجفوج و گروه گروه ، قبل از حركت رايات اژدهاپيكر متعاقب و متوالى يكديگر ، قراولان و منقلاى لشكر ساخته روانه ، و خود در شب يكشنبهء ششم ماه صفر با بقيه افواج بحر امواج از خارج بغداد برسم ايلغار حركت كرده ، روز ديگر حوالى صبح بقشون پيش ملحق گشته ، در آن طرف نيز كوكبهء سرعسكر بر كنار دجله نمودار گشته ، چون روميه از كركوك همه جا كنار دجله را معبر عبور ساخته 870 مىآمدند ، همين كه آن دو بحر خونخوار و دو درياى آتشبار قرين يكديگر گشتند ، در همان مكان ، كه موضع شكستهء ناهموار و سمت غربى آن ممر دجله زخار 871 بود ، نصب خيام قرار كرده و سه طرف ديگر را مورچل و منطريس ترتيب داده ، قلعهء آهنين و حصار آتشين از عراده توپ و با دليج در اطراف منطريس بنا نهاده ، و قوائم آنها را بزنجيرهاى گران به يكديگر پيوند داده ، بنوعى كه آن را مقام اقامت و استقرار توپچيان و تفنگچيان كردند ، پس پيشتازان ايشان بمقابله پرداختند . چرخچيان لشكر جلادت اثر ، كه هميشه مانند ستارهء سحر كه پيشرو كوكبهء خورشيد انورست ، بصولتى * كه ترك نيزهگذار مهر سپاه شامى ظلمت را هزيمت دهد * « 1 » ، بيك حمله ايشان را از پيش برداشته ، بشعشعهء سيف و سنان برقافشان ، خرمن هستى جمعى از ايشان سوخته گشته « 2 » ، تتمه بدون اينكه بپناه لواى سر عسكر گريزند از همان حربگاه بجانب كركوك شتافتند . دليران طرح باشارهء و الا مانند فوج نجوم به امداد چرخچيان انجم كوكب ، بقلب روميه اسبانداز هجوم گشته ، آن طايفه عنان پايدارى از دست داده ، بمنطريس خود تحصن جسته ، از اطراف آن شروع با فروختن نائرهء توپ و تفنگ و به پشت گرمى توپخانهء آتشفشان آغاز جنگ كردند . زمانى ممتد هنگامهء گير و دار گرم بود ، تا اينكه حضرت ظل اللهى بضبط توپخانهء آن طايفه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « ايشان درو گشته »