آغاز محاربه نمودند ، و روميان تيزمغز سرما را اساس ثبات و قرار خراب ، و ينگچريان فتنهانگيز برف و يخ را از ظهور طليعهء ارديبهشت زهره آب گشته راه عدم پيمودند . جشن نوروزى به صد فرّ و زيب در خارج قلعهء بغداد ترتيب يافت ، زرهاى كامل عيار درخشانتر از اختر در طبقهاى سيمين صافىتر از جرم آسمان ، بر اهل بزم بذل و ايثار ، و هفت هزار دست خلعت مهر اشعّه و اثواب خورشيد شعشعه بسران لشكر و عظماى عسكر عنايت گشت . در آن اوقات از شدّت محاصره كار قلعگيان بغداد به حد اضطرار انجاميد 868 ، نوعى آتش غلا « 1 » بالا گرفت كه هر روز جمعى از فرط گرسنگى از بالاى حصار و بروج خود را به زير انداخته ، وارد معسكر ظفر اثر مىگشتند ، و از جانب خوان سالار فتوت و احسان قاآنى سير چشم موايد گوناگون گشته ، در اردوى همايون مطلق العنان بسر مىبردند . در آخر محرّم راغب افندى ، دفتردار ، و محمد آقا ، كدخداى بغداد ، از جانب احمد پاشا برسم استيمان وارد دربار سپهر امتثال و در باب سپردن قلعهء بغداد تا آخر ماه صفر تعهّد و استمهال كردند .
القصّه هر روز آمد و رفت و سفرا و ابواب گفتگو در ميانهء احمد پاشا و امناء دولت ابد مدّت و الا مفتوح بود . در خلال آن احوال توپال عثمان پاشاى 869 صدر اعظم سابق ، كه وزير اعظم و بسرعسكرى منصوب بود ، با صد هزار سپاه كينهخواه روم وارد كركوك ، و جواسيس در لباس مبدّل اين خبر را بقلعه رسانيده ، احمد پاشا در ايفاء عهد سست و در قلعهدارى سخت گرديد . « 2 » بعد از ورود سرعسكر مزبور بسامره حضرت ظلّ اللهى دوازده هزار نفر جنود قاهره را بسركردگى اميران كارآگاه بمحاصره و محافظت بروج و قلعهجات كه در اطراف قلعه ترتيب داده بودند مأمور ساخته ، به حدى ضابطه را مضبوط كردند ، كه بر قلعگيان معلوم نگرديد كه قطرهيى از آن بحر بيكران و ذرهيى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « نوعى آتش قحط و غلا و فقر و بلا .
( 2 ) - در نسخهء « ح » « بجرأتى »