تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
جاجرم پانصد نفر از تركمانيه مأمور ، برسم يساق وارد موكب خورشيد اشراق گشته ، بقيّه به سمت دشت فرار كردند . چون موسم شدّت تابستان و آب در دشت ناياب بود . دو هزار ماديان از اسبان سوارى غازيان انتخاب كرده ، و دو هزار نفر از دلاوران نصرت انتساب را رفيق ركاب ساخته ، با آب و آذوقه ده روزه قدم بوادى ايلغار گذاشتند . چون در حين حركت به جاجرم مقرّر شده بود ، كه طهماسب خان جلاير ، كه در چنديز مشغول بساختن قلعه بود ، از راه دشت بجنود ظفر نمود ملحق شود . مشار اليه با جمعيّت خود عازم خدمت « 1 » خديو كامگار شد ، در عرض راه بجمعى از تركمانيه يموت ، كه از سطوت سپاه نصرت‌شعار فرار و در آن مكان اقامت اختيار كرده بودند ، دچار گشته ، مردان ايشان طعمهء شمشير آبدار ، و زنان ايشان عرضهء اسار گشته ، و تا حوالى كوه بيلخان و مشهد مصريان 800 بتعاقب ايشان ايلغاميشى كرده ، مانند رنگ پريده و مرغ رميده نشانى از آن طايفه ظاهر نشد ، لهذا صرف زمام عزيمت نموده با غنايم بسيار بموكب و الا پيوست . در حين انصراف طهماسب خان جلاير را بتفويض افسر سردارى قندهار سرافراز ، و مقرّر فرمودند كه رفته قلعهء چنديز را ، كه از آب و آبادى دور است ، خراب ، و از آنجا عازم هرات گشته ، او و پير محمد خان بيگلربيگى هرات هريك ششهزار نفر از ايلات و طوايف كارآمد را ملازم « 2 » گرفته ، باتّفاق يكديگر مهمّات آن سمت را انتظام داده ، مهيّاى كار قندهار ، و باظهار شوكت و اقتدار رعب « 3 » افكن دلهاى سركشان آن ديار باشند . پس او را از همانجا مرّخص و روانه ساخته ، و موكب و الا از راه اترك 801 منعطف ، و در بيست و چهارم ماه بكنار رود جرجان 802 وارد گشته ، ارادهء توجّه به سمت گيلان ، در خاطر و الا تصميم داشت ، كه عريضهء محصلان و اهالى گيلان رسيد مشعر بر اينكه : روسيّه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » : « آستان بوسى خديو كامگار شد . » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « همراه گرفته » ( 3 ) - در نسخهء « ط » : « لرزه‌افكن »