براى نزول كوكبهء پر فر و زيب تعيين يافت .
در بيان ورود موكب و الا باصفهان و خلع خلعت شاهى از شاه طهماسب و تفويض پادشاهى بشاهزاده عباس ميرزا ولد او .
خديو و الا جناب بسبب شدّت گرما و تابش آفتاب ، چون ماه جهانتاب ، كه با افواج كواكب شبها طىّ درجات و منازل نمايد ، برسم ايوار و شبگير قطع مسالك و مراحل ميفرمودند .
در شب سهشنبهء چهارم شهر ربيع الاول دو ساعت قبل از طلوع صبح ، از منزل نطنز حركت ، و امرائى كه از جانب شاه طهماسب باستقبال آمده بودند ، از دور باش 807 سطوت باهره 808 و ازدحام جنود قاهره عزّ ركاببوسى در نيافته ، هنگام طليعهء فجر رايت ظفر آيت نورپاش فضاى شهر گشته ، در حين ورود كوكبهء و الا ، توپهاى اژدر دهان كوه توان ، كه در بروج شهر و ميدان نقش جهان 809 و در جلوى عسكر ظفر همعنان « 1 » ، تكيه بر ارادههاى سپهر بنيان داشتند ، عقدهء غم را كه در دل گره كرده بودند باز ، و مانند لولى 810 شعبدهباز در عرصهء نشاط از دهان آتشافشانى آغاز كردند . از غرّيدن توپهاى آتشين دم ، اهالى اصفهان ، كه مانند بخت خود در خواب بودند ، بيدار ، و از سياه مستى 811 طالع هشيار گشته ، بتماشاگاه آن سرور شتافتند و صبح و آفتاب را در يكزمان طالع يافتند . القصه حضرت ظلّ اللهى باغ هزار جريب را از نزول موكب مسعود سعادتآباد ساخته ، شاه والاجاه نيز وارد سرمنزل اقدس ، و بهرهياب ملاقات گشته ، بعد از انقضاى مجلس ، در عمارات خلوت بساط نشاط گسترده ، آن روز و آن شب را با خاصّان عشرتطلب بتجرّع 812 اقداح 813 راح 814 ريحانى ، و نوشيدن بادهء ارغوانى پرداختند . غرض از بزم خلوت آن بود كه آن شب با حضرت شاهى پيمانهء پيمان پيموده 815 و بادهء اطمينان نوشند ، و آئينه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « الف » : « جلو ظفر همعنان » و در نسخهء « ب » : « در جلو ظفر همعنان » و در نسخهء « د » :
« بجلوهء ظفر همعنان » .