بروجرد حسين قلى خان زنگنه ، كه بسردارى حدود فراهان مأمور بود ، بموجب حكم و الا با پنج شش هزار كس ، از متجنده 607 ، وارد اردوى نصرتطراز شده ، بايالت كرمانشاهان سرافراز گشت ، و عازم آن سمت با استعداد شايان گرديد . در همان منزل حسنعلى بيك معير الممالك و ميرزا ابو القاسم كاشى ، از خدمت شاه جمجاه برگشته ، عهدنامهء واليگرى خراسان را رسانيده ، مشعر بر اينكه جميع ممالك خراسان از قندهار الى پل كرپى ، كه رأس الحد عراق و خراسان است ، بضميمهء مازندران و يزد و كرمان و سيستان متعلق بدولت نادريه باشد . هرچند كه همت سرشار آن حضرت از جيقه افسر سرگران بود ، اما به تكليف غازيان و استرضاى اهل خراسان ، * كه جوهر شمشيرشان را ناصر اين دولت خداداد و تقويتبخش اين شوكت قوىبنياد مىدانستند « 1 » * ، رضا داده ، و در ولايات مزبوره سكّه بنام نامى سلطان اقليم ولايت و ارتضاء على بن موسى الرضا ، عليه التحية و الثنا زدند .
در بيابان محاربهء خديو سربلند با روميّه و فتح نهاوند .
چون بعد از ورود به بروجرد ، از جانب رضا قلى خان شاملو ايلچى روم خبر رسيد ، كه اعيان دولت عليّه « 2 » عثمانيه ، بنا را بر تعلّل گذاشته ، جواب صريح كه افاده مدّعى كند نميدهند ، و نيز كلانتر نهاوند بعرض خديو ارجمند رسانيد ، كه روميّه آغاز تاخت و تاز و دست تطاول بجانب عجزه دراز كردهاند . حضرت ظلّ اللهى توكّل با يزد كردگار كرده ، و از آن منزل استفتاح كار فرمودند ، در اوّل شب با يكهتازان جلادت شعار بر مراكب صبا رفتار سوار ، و برسم سباى 608 ده فرسخ راه ايلغار كرده ، در هنگام طليعهء فجر كه لشكر تركستان روز ، بسپهدارى خديو خراسانى خورشيد عالمافروز بسپاه سياهى « 3 » شب تاختن
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » و « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « دولت عثمانيه »
( 3 ) - در نسخهء « و » : « شامى »