اين حرف سبقت جسته ، ساز رزم و به قصد ارض اقدس از خواجه ربيع تحربك لواء عزم كرده ، ملك نيز با توپخانه و استعداد تمام بمقابله شتافت . در نيم فرسخى خارج قلعه تلاقى فريقين شد . شكست عظيمى بلشكر ملك راه يافت ، و جمع كثيرى از اعيان و اعوان او با ابراهيمخان نامى ، كه توپچىباشى ملك بود ، بر خاك هلاك افتاده ، ملك بجانب قلعه هزيمت ، و تحصن اختيار كرده ، ديگر روى بآوردگاه نياورد . و مدتى قريب دو ماه قلعه محصور ، و دليران جلادتكيش و ملك گرفتار ورطهء حيرت و تشويش مىبودند ، تا اينكه معلوم دور و نزديك شد كه او را بهيچوجه روى بهبودى و كار او را مآل محمودى نيست . همگى نزديكان او رفته رفته دامن يك جهتى از او درچيدند ، و از آن جمله پير محمد نامى كه در معركه تون بملك پيوسته ، و سردار و جملة الملك « 1 » او شده بود ، چون دولت ملكى را نقش برآب ، و نمود موج سراب ديد . در جزو عليخان نام تابين خود را به خدمت حضرت ظلّ اللهى ، كه از ناصيهء حال همايونش انوار تأييد ربّانى تابنده بود ، فرستاده پيغام كرد كه اگر مرا اطمينان كامل از جانب آن حضرت حاصل شود ، شب مستحفظين را كه در دروازهء ميرعلى آمويه 375 ميباشند كشته ، دروازه را مىگشايم . اما جمعى از لشكريان بايد در كمين بوده ، به مجرد اعلام من داخل شهر شوند . در شب شانزدهم ماه ربيع الثانى هزار و صد و سى و نه هجرى مطابق قوىئيل * هنگامى كه ظلمت شب پردهء غفلت بر روى غنودگان بستر خاك آويخته ، و سپهدار ماه افواج انجم و اختر را بتسخير شهر بند سپهر برانگيخته بود * « 2 » . آن حضرت با ده دوازده هزار نفر دلاور پياده ، از زاويهء خواجه ربيع آهنگ پاى قلعه كرده ، در سمت دروازهء معهود ، در مكمن كمين ايستاده ، ظهور وعدهء پير محمد را آماده شدند . پير محمد بر وفق تمهيد آن شب پاسبانان را كشته ، سرهاى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » : « عمدة الملك »
( 2 ) - در نسخهء « ح » و « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد