تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
محموديان آتش‌افروز نايرهء حرب شدند ، و هنگام شب مانند مهر عالمگير عازم آرامگه گشتند . ملك محمود از ظهور طليعهء نيّر طلعت خديو بيهمال ، كه هر روز مانند خورشيد انور از كنار برجى نمايان ميشد ، بر زوال و و بال اختر دولت خود فال زده ، در ششدر حيرت سراسيمه گشت . اما هر روز خديو بيهمال با طايفهء افشار ، و باقى منتسبان بپاى حصار شهر بند رفته ، از قلعه نيز جمعى برآمده ، پشت بقلعه كرده ، كرّ و فرّى مىكردند ، تا آنكه قصّه قتل مرحوم فتحعلى خان بوقوع پيوست .

در بيان قضيهء قتل فتحعلى خان قاجار از قضاى خالق كردگار 370

. چون در حين توقف شاه طهماسب در بسطام ، خبر آمدن ملك محمود بىخبر بمسامع اعيان دولت شاهى رسيده بود ، حركت قاجار استرآباد بدون تدارك و استعداد اتفاق افتاد . ايّام سفر به امتداد و دم‌سردى لشكر دى اشتداد يافت . سپاهيان را طاقت يساق نمانده ، هرچند كه فتحعلى خان مصدر خدمات نمايان نشده بود « 1 » ولى در آن وقت پيشرفت كار سلطنت را منظور ميداشت . اما چون مزاج شاه طهماسب را از استقامت دور ميديد ، از كاركنان آن دولت چندان اطمينانى نداشت ، ناچار بىسامانى لشكر را وسيله كرده ، از خدمت شاه طهماسب مستدعى رخصت گرديد ، كه باسترآباد رفته تهيهء سپاه كرده ، باز در ابتداى حوت حاضر شود . از آنجا كه رخصت او در چنين وقت موجب وهن دولت بود ، هرچند كه امراء ان سركار ظاهرا اظهار رضامندى مىكردند ، اما در باطن بفكر دفع او افتادند . چون بدون اعانت نادرى از عهده گرفتن او نمىتوانستند برآمد . * شاه طهماسب مكنون درون را با آن حضرت در ميان آورد * « 2 » . آن حضرت فرمودند كه كشتن او با شيوهء مروت‌منافى ، و همان حبس و قيد او را كافى است ، هرگاه خاطر شاهى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » ، « ط » : « هرچند كه فتحعلى خان يك دو دفعه مصدر خدمتى شده دران اوقات » ( 2 ) - در نسخهء « ح » جمله بين دو ستاره افتاده است .