تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
به اين معنى متعلق باشد او را گيرانيده ، روانهء كلات فرمايند ، مشروط بر اينكه بعد از فتح مشهد مقدس باز مرخص باشد . شاه طهماسب نيز بدين نهج اقرار نمود . در روز چهاردهم ماه صفر آن سال فتحعلى خان را با رؤساى قاجار ، كه در دربار شاهى حاضر بودند ، گيرانيده و فتحعلى خان را در خيمهء آن حضرت محبوس كردند . شاه طهماسب چون ميدانست كه آن حضرت بوثوق 371 پيمان مستوثق 372 ، و بقتل فتحعلى خان رضا نخواهند داد . تظاهر بارادهء خود نكرد . طرف عصر كه آن حضرت در دربار شاهى مشغول رتق و فتق مهمّات رعيّت و سپاهى بودند . بعضى از نزديكان شاه طهماسب ، كه كينهء فتحعلى خان را در دل مخمّر مىداشتند ، فرصت يافته . در جزو تمهيد كرده ، مهدى خان قاجار را كه با فتحعلى خان خونى بود ، از جانب شاه طهماسب بقتل او مأمور ساختند . گماشتگان آن حضرت را به خيال آنكه شاه طهماسب خودسر مرتكب اين امر نگشته ، باشارهء آن حضرت خواهد بود ، جرأت منع نكرده ، مامورين باتمام كار او پرداخته ، سرش را بحضور آوردند . پس حضرت ظلّ اللهى متكفل امور سلطنت « 1 » و مهمات ملكى خراسان گشته ، ايشك آقاسىگرى 373 ديوان اعلى به كلبعلى بيك ، ولد بابا على بيك ، و تفنگ‌چى آقاسيگرى 374 بعلاوه حكومت سبزوار به شاهوردى بيك شيخانلو تفويض يافت .

در بيان تسخير ارض اقدس فيض نشان بعنايت قادر سبحان .

بعد از وقوع قضيهء فتحعلى خان ، حضرت ظلّ اللهى بدستيارى تأييد يزدانى ، كمر همت بتسخير ارض اقدس بسته ، هر روز بر سر قلعه رفته معركه ستيز و آويز را افسرده نميگذاشتند . اما چون محمود بر قتل خان مرحوم مطلع شد . اين معنى را موجب احياى دولت خود دانسته ، دليرانه مصمم شد كه بعزم جنگ بر سر اردوى پادشاهى آيد . آن حضرت از شنيدن
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « پس حضرت ظل اللهى به كار سلطنت پرداختند . » ، در نسخهء « ط » : « پس حضرت نادرى متكفل مهمات ملكى خراسان گشته . »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 59 | ميرزا مهدي خان استر آبادى