به خود سرگران ديده ، عاقبتانديش كار خويش گشته . و وسيلهجوى آن شد كه بفلاخن تدبير سنگ تفرقه در ميان آن طائفه اندازد ، و خود را در امور دولت مقتدر سازد . نجفقلى بيك شادلو را كه از معتبرين چمشكزك بود مأمور ساخت ، كه باتفاق ايل خود به تنهايى بر سر مشهد شتافته ، با ملك هنگامهء جنگ گرم كند ، تا كوكبهء شاهى گرم تك و پو گشته وارد شود .
* چون عقل خردمند از قبول اين گونه تكليف تحاشى داشت * « 1 » نجفقلى بيك سر اعتذار پيش آورد ، و شاه طهماسب بتيغ تدبير فتحعلى خان ، او را گردن زد . اين مقدمه باعث وحشت آن وحشىخصلتان گشته ، چون ابواب قلعه را به روى خود بسته ديدند . بهجوم عام و ازدحام تمام ديوار قلعه را شكافته ، بهيأت مجموعى به بالاى يامتپه 366 كه يكفرسخى شهر خبوشان بود رفته ، در آنجا بناى جمعيّت گذاشتند ، در آن شب غلغله و غوغا در ميان اكراد و قشون استرآباد بلند و هرجا كه بكردى دست مىيافتند ، از لباس و يراقش عريان مىساختند . اگرچه از رهگذر امور غبار نفاق فيما بين آن حضرت و اكراد متصاعد بود ، ليكن درين وقت چون آن طائفه دست را از دامن چاره گسسته ديدند ، از يامتپه جمعى از رؤساى ايشان بشكايت اين حكايت عازم خدمت آن حضرت گشتند ، و در منزل مياب در حينى كه آن جناب متوجه خبوشان بود ، بركاب مستطابش پيوستند ، و بحلف 367 و يمين 368 عهد بندگى بستند ، و صبيهء سام بيك وكيل جمشكزك را براى توليد نتايج التيام در همان مجمع نامزد آن نريمان 369 جلادت كردند ، و براى رفع شكر آب شيرينى خوردند ، و بمفاد العبد يدبّر و الله يقدّر آيينهء تدبير فتحعلى خان صورت - نماى عكس مطلوب او ، و عكس تدبير او صورت مقصود آن جناب گرديد . القصه آن حضرت درصدد استمالت اكراد ، و منع فساد برآمده ، چند نفر از افشاريه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » و « ط » جمله بين دو ستاره وجود ندارد